سيد جلال الدين آشتيانى
36
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
آقاى عصّار در بين معاصران خود ، از نبوغ خاصى بهرهمند بود ، هر سؤالى كه در عرفان و فلسفه از ايشان مىشد ، جواب كافى و شافى مىداد و در ضمن تقرير مباحث عويصه معلوم مىشد كه خود داراى قوه و قدرت تصرّف در مباحث است . بر آقاى آقا سيد حسين عصّار اخوىزاده مرحوم عصار واجب و لازم است كه آثار عمّ بزرگوار خود را چاپ كنند . مجموعهء نوشتههاى آن مرحوم در فقه و اصول شايد بالغ بر ده جلد هر جلدى حدود هفتصد صفحه بچاپ متداول ، بلكه بيشتر باشد . « 17 » آقاى عصار مطلقا پول بعنوان سهم امام از كسى قبول نمىنمود و در نجف هم از كسى شهريه نمىگرفت و در مدرسهء علوى زبان فرانسه و رياضيات تدريس مىنمود و با همان وجه ناقابل معلمى به قناعت زندگى مىكرد از مريدى و مرادى پرهيز مىكرد ، وقتى حسّ مىكرد كسى بعنوان ارادت و مريدى خدمت ايشان مىرسد مانند ملامتيان او را از خود مىراند . در محيط خانهء خود احساس غربت مىكرد . مرحوم عصّار در عرفانيات راسخ بود « 18 » و نسبت بمرحوم عارف و فقيه يگانه ، آقا سيد
--> حضرتعالى آقاى عصّار را مىشناسيد ، آن مرحوم فرمودند : آقاى عصّار در علوم معقول و منقول از هيچيك از معاصران خود كمتر نيستند و من بيشتر مباحث شرح منظومه را از محضر ايشان استفاده كردهام . بعد از ساليان متمادى به آقاى عصّار عرض كردم مرحوم آيتالله خوانسارى فرمودند : من بيشتر مباحث منظومه را از محضر آقاى عصّار استفاده كردهام . ايشان ناراحت شدند و گفتند با ايشان مباحثه مىكرديم . ( 17 ) - يك كلمه از او به زبان فرانسه تراوش نمىكرد . آقاى ناصر عصّار نقاش ماهر عصر ما ، فرزند ايشان كه ساليان متمادى است در فرانسه زندگى مىكند نقل كرد پدرم در فرانسه بسترى بود ، از من هنگام عيادت دكتر و مكالمه با پرستار بعنوان مترجم استفاده مىكرد . روزى براى انجام كار شخصى از بيمارستان خارج شدم ، طبيب براى عيادت نزد پدرم رفته بود ، ناچار شده بود خود با طبيب به فرانسه صحبت كند ، وقتى طبيب را ملاقات كردم گفت پدرت از تو بهتر فرانسه مىداند . ( 18 ) - حكيم محقّق و فيلسوف بارع ، آقا ميرزا ابو الحسن قزوينى « اطاب اللّه ثراه » استاد حقير در حكمت متعاليه با آنكه قسمتى از فصوص را نزد آقا ميرزا محمود قمى قرائت نموده بودند ، هر چه در فلسفه و تدريس اسفار ، كرّ فرّ داشت و واقعا يد و بيضا مىنمود . و به عبارت واضحتر در مقام بيان مقاصد ملّا صدرا از ذكر دقيقهاى فروگذار نمىكرد . و بواسطهء بيان زيبا و عذوبت تقرير و طلاقت لسان خاصّ خود ، مستمع صاحب فهم را مجذوب مىنمود و در مقام بيان مطالب يك صفحه اسفار چنان مطالب را جاى خاص خود ادا مىكرد كه واقعا آدمى بعيان مىديد كه در مقام بيان مراد مؤلف نه يك كلمه زايد بر زبان او جارى مىشد و نه يك كلمه كم . از ايشان خواهش كرديم كه مقدّمهء قيصرى را براى ما تدريس كند ، وقتى شروع به تقرير مطالب كرد ، حقير همان اوائل درس متوجّه شد كه اين شخص ، غير آن استاد تحرير در اسفار است . در بيان مطالب عرفانى گنگ و در مبانى ملّا صدرا افصح الحكماء بود . از ذوق خاص بهرهمند بود