سيد جلال الدين آشتيانى

17

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

نكتهء مورد بحث قاطع و برنده است ، چون آنچه را كه اصل مسألهء نبوت و امامت در تشيع مىباشد در بر دارد . اين نكته همان مسألهء شناخت خاتم ولايت عامه در شخص امام اول و خاتم ولايت محمدى « بعد از نبوت » ، در شخص امام دوازدهم « ع » مىباشد . در بحث مسألهء ولايت ، نه تنها تمام فلسفه ، بلكه تمام حيات معنوى شيعه مطرح است . جميع حكماى بنام شيعه از جمله ملا صدرا ، آثار ابن عربى را خوانده بودند و بدين جهت بايد حدى را كه در پذيرش افكار او قائل شده‌اند شناخت . همچنين سيد حيدر آملى ، قيصرى را متهم مىسازد كه برخى اشارات لطيف ابن عربى را به علت تعصب در تسنن و يا عدم درك مطالب ، به صورتى خشن و درشت بيان كرده است . در اين امر بايد به احاديث امامان رجوع كرد كه آقاى آشتيانى با آن آشنائى عميقى دارند . من تعجب نمىكنم و بلكه خوشحالم كه بين آثارى كه آقاى آشتيانى در شرف تهيه آن هستند ، يكى از آنها مربوط به همين معنى ولايت و امامت دوازده امام از نظر عرفا مىباشد ؛ زيرا اگر تجددى كه به آن اشاره رفت ، جامهء عمل پوشد ، اين يك مسألهء اساسى است كه در برنامه‌هاى سالهاى آيندهء بايد مطرح شود . اگر اين چند خط به منظور يادآور ساختن اهميت آثار طبع‌شدهء آقاى آشتيانى و مقام ايشان در سنت بزرگ فكرى شيعه نگاشته شده است ، آن را نمىتوان كامل دانست ، بدون اينكه نوشته‌هاى ديگرى كه ايشان در حال آماده ساختن آنها مىباشند روشن شود . از آنچه خود مؤلف اعلان كرده است ، به نظر من بر مىآيد كه اين آثار به سه گروه بزرگ تقسيم مىشود : آنچه مربوط به عمق در آثار ابن

--> نموده‌اند و برخى از مناقشات آنها به قيصرى وارد است ، ولى كلمات شيخ اكبر در امر ولايت مضطرب و مختلف است و اين اختلاف ، منشاء برخى از توجيهات قيصرى كه سنى است و بعضى از توجيهات اعلام شيعه « كثر اللّه امثالهم » شده است . محيى الدين در برخى از مواضع كتب خود حضرت امير را خاتم ولايت مطلقه و اشرف از جميع خلايق مىداند در پاره‌اى از موارد ، عيسى را افضل از جميع اولياء بعد از حضرت ختمى مىداند ، به همين مناسبت عيسى را خاتم ولايت مطلقه مىداند ، در حالى كه محيى الدين و اتباع او قائل بوجود خاتم اولياء مهدى موعودند . ما اين بحث را مفصل در شرح خود بر فصول اواخر مقدمهء قيصرى بيان كرده‌ايم . جلال آشتيانى