سيد جلال الدين آشتيانى

104

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اين طريق در تصوف به‌منزلهء مبادى بيّن بنفسها در علوم رسميّه است . و طريق ديگر ، آنكه اين حقايق را از صاحب كشف اعلى و اتم ، مثل انبياء و اولياء « صلوات اللّه عليهم » ، اخذ نمايد و اين خود ، به‌منزلهء اخذ مبادى بنحو اصول مسلمه و ثابت در علم اعلى مىباشد . « 1 » * * * از براى هر علمى ، ميزان و معيارى است كه بواسطهء آن صحيح و سقيم مسائل آن علم از يكديگر شناخته مىشود ، مثل علم نحو در علم عبارت ، و عروض از براى معرفت اوزان شعر و بحور آن . منطق در علوم نظريه و موسيقى از براى معرفت اصوات و نغمات . نظر به‌آنكه برترى هر علمى بر علم ديگر ، همانا بحسب معلوم و متعلق آن علم است . به همين لحاظ ، علم الهى اشرف علوم است ؛ همان‌طور كه علوم ديگر احتياج مبرمى به ميزان دارند ، اين علم نيز احتياج بمعيار دارد ؛ بلكه احتياج اين علم بمعيار كامل و صحيح ، شديدتر است . و اين خود منافات ندارد با قول محققان از عرفا كه فرموده‌اند : « انه لا يدخل تحت حكم و ميزان ، فذلك لكونه اوسع و اعظم من ان ينضبط بقانون مقنن او ينحصر في ميزان معين » . كمّل از اهل عرفان و محققان صوفيه ، گفته‌اند : از براى اين علم ، باعتبار هر مرتبه و اسم و مقام و موطن و حال و وقت و شخص ، ميزان و معياريست كه به آن ميزان ، تميز بين انواع فتح و علوم شهوديه و لدنيه « 2 » و القاءات و واردات و تجليّات حاصل از براى سلاك ، حاصل مىگردد . بواسطهء قوانين و موازين مضبوط متمايز ، اقسام فتح كه ظهور بكمالات علمى

--> ( 1 ) . صدر الدين قونوى در كتاب مفتاح فرموده : « و هذه المبادى ، اعنى العلم الالهى و المسائل ايضا ياخذها من لا يعرفها مسلمة من العارف المتحقق بها الى أن يتبين له وجه الحق و الصواب فيها فيما بعد ، اما بدليل معقول ان تأتى ذلك للعارف المخبر و اقتضاه حكم حاله و وقته و مقامه الذى اقيم ، و اما أن يتحقق السامع صحة ذلك و يلوح له وجه الحق فيه بامر يجده في نفسه من الحق تعالى ، لا يفتقر فيه الى سبب كالاقيسة الخارجية و المقدمات و نحوهما » . ( 2 ) . علم لدنى در مقابل علم كسبى است ، كه با مهارت و تحصيل مقدمات و ترتيب مقدمات معلوم ، بامر