سيد جلال الدين آشتيانى
102
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
وجه تسميهء امهات حقايق باسماء ذاتيه ، آنست كه اين اسماء عين ذات حقند ، يعنى اين اسماء باعتبار انتساب بمقام احديت ، عين ذاتند . به عبارت ديگر ، اگر اسماء كليه ، « مثل علم و قدرت و اراده » ، در كمال اطلاق لحاظ شوند به اين معنى كه اعتبار تعلق بمظهر و يا قيدى كه آن را از صرافت خارج ننمايد ، در آن لحاظ نشود ، اسماء ذاتيهاند . برخى از اسماء ذات ، داراى تعيّن و حكمند ، و مشهود واقع مىشوند ، عارفان از ابرار اين اسماء را از خلف حجاب اثر ، شهود مىنمايد و مقرّبان از كمّل بدون حجاب و واسطه شهود مىنمايند . قسم ديگر از اسماء ذاتيه بوجه من الوجوه تعين ندارد . اين قسم از اسم را اسم مستأثر مىدانند ، كه در غيب وجود مكنون است ، به همين قسم در كلام معجز نظام نبوى « صلى الله عليه و آله » ، اشاره شده است : « اللّهم انى أسألك لكل اسم هو لك سميّت به نفسك و انزلت في كتابك أو علّمته أحدا من عبادك أو استأثرت به في علم غيبك » . بعد از اسماء ذات ، اسماء صفات و افعال و نسبت و اضافاتى است كه بين اسماء صفات و اسماء افعال وجود دارد . مرحوم عارف كامل و محقق آقا ميرزا محمد على شاهآبادى « قده » ، در حواشى بر مصباح الانس گفته است : « انّ الاسم المستأثر هو الذات الأحديّة المطلقة ، فانّ الذات بما هى متعينة منشأ للظهور دون الذات المطلقة اللّاتعين و اطلاق الاسم عليه بنحو من المسامحة » . حق آنست كه اسم متأثر نيز مثل ساير از اسماء ، بحسب وجود خارجى داراى اثر است ، با اين فرق كه اثر اين اسم ، بر خلاف ساير اسماء مستأثر است . براى آنكه از براى احديت ذاتيه وجههء خاص باهر موجودى است ، اين معنا عبارت از سرّ وجودى و ربوبى حق است ، با هر موجودى كه غير از حقيقت مقدسهء حق از آن اطلاع ندارد . « 1 » در كلام الهى و اخبار نبوى ، به اين موضوع اشارات و كنايات لطيفى
--> ( 1 ) . سر وجودى لازم وجود هر موجود امكانى را برخى از اهل اللّه ، رضوان اللّه عليهم ، همان بطون هر