سيد جلال الدين آشتيانى

101

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

سرمديهء حق است » . مسائل اين علم ، عبارت است از كيفيت صدور كثرت از ذات حق و رجوع كثرات به آن ذات و بيان مظاهر اسماء الهيه و نعوت ربانيه و بيان كيفيت رجوع اهل الله و كيفيت سلوك و مجاهدات و رياضيات و بيان نتيجهء افعال سلّاك الى الحق بر وجهى كه ثابت در واقع و نفس الامر است . مبادى علم تصوف عبارت است از معرفت حدّ ، و تعريف اين علم و فائده آن و اصطلاحات قوم « عرفا » در اين علم و مطالبى كه در اين علم بديهى دانسته شده است . و مسائل علم ، بر آن مبتنى است . بنا بر اين ، موضوع علم تصوف و عرفان ، اصل حقيقت وجود حق ، جلت عظمته است . « 1 » مبادى تصوريهء آن ، امّهات و اصول و كليات حقايق لازم وجود حق است ، كه عرفا از آن امّهات ، تعبير باسماء ذاتيه ، و اسماء افعال ، و اسماء نسب و اضافات واقع بين اين اسماء ، نموده‌اند . اسماء ذاتيه ، اسمائى هستند ، كه حكم آنها عموميت دارد و قبول تعلقات مختلف را مىنمايد ، مثل : حيات و علم و اراده و قدرت و نوريت و وحدت حقيقى ، يعنى وحدتى كه نعت واحد نباشد ، بلكه عين واحد باشد .

--> ( 1 ) . موضوع اين علم وجود حق تعالى است باعتبار ارتباط او بخلق ، نه حقيقت صرفهء وجود و هستى به‌خودىخود به اين اعتبار اصل حقيقت كنز مخفى و غيب الغيوب است كه نه قبول اشارهء عقليه مىنمايد و نه و صريح ذات قابل اكتناه و مشاهده است . به عبارت واضح‌تر ، مبادى علم تصوف ، معرفت اسماء ذات و اسماء افعال و شناسائى ارتباط هر يك از اين دو قسم از اسماء ، و نسبت آنها با يكديگر مىباشد . مثل اينكه از اجتماع احكام اسماء ذات ، احكام اسماء صفات تعين پيدا مىنمايد و از اجتماع و امتزاج احكام اسماء صفات ، اسماء افعال متعين مىشود . شناسايى نسب بين اسماء ، مثل اينكه خلق توقف بر قدرت دارد ، و قدرت متوقف بر ارادهء مطابق علم مشروط بحيات مىباشد . وجه تسميهء اسماء ذات با صفات ، ظاهر است ؛ چون اسماء صفات ، متفرع بر اسماء ذات است . اسماء ذات ، بنوع من الانواع ، مشعر بتكثر نيستند ، بر خلاف اسماء صفات ، كه مشعر به تكثرند مثل وحدت باعتبار آنكه وصف و نعت براى واحد باشد . اسماء افعال ، مشعر به نوعى از فعل نظير خلق و بسط و قبض و لطف و مهر مىباشند .