سيد جلال الدين آشتيانى

100

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

موضوع علم سافل ، هميشه بايد مأخوذ در علم اعلى باشد و اخذ علم سافل در اعلى ، گاهى با لذات است ، مثل شمول موضوع علم اعلى « وجود » ، نسبت بعلوم رياضى كه موضوع آن ، « كمّ » متصل يا منفصل و مفهوم مقدار و « كم » از عوارض ذاتى مفهوم وجود مطلق است ، و يا آنكه موضوع علم جزئى به حيثيتى از حيثيات ، مأخوذ در علم عالى و كلى است . نظير علم موسيقى نسبت بعلم حساب . قيصرى در شرح « تائيهء » ابن فارض ، موضوع و مبادى و مسائل علم تصوف را اين‌طور بيان نموده است : « موضوع اين علم ، ذات احديت و نعوت ازليه و صفات

--> براق معراج علماى حكمت نظرى ، عقل نظرى است و نظر و فكر باصطلاح آنها عبارت است از ترتيب امور معلومه از براى نيل و وصول بامر مجهول ، در حالتى كه فكر و نظر و عقل جزئى ، خود حجاب است و صورت حاصلهء از فكر « حجاب اللّه الاكبر » . آنچه را كه سالك بقدم فكر به آن مىرسد ، مجعول نظر و فكر اوست ، نه عين حق تعالى ، مشاهدهء حضوريه بعد از رفع موضوع حجاب و خرق استار امكانى تحقق پيدا مىنمايد ، چون مشاهده ، حضور و تدلى و ربط و رفض جميع تعينات است : « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ، فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » . معرفت و كشف و شهود ، مرغوب و مأمور به است ، ولى تفكر و نظر در ذات منهى عنه و مرعوب . سالك ، به‌واسطه تخليهء نفس از رذائل و تحليهء آن بكمالات ربانى مستعد براى استفاضه از منبع غيبى مىگردد . مقدمه مكاشفه و شهود ، اعراض از دواعى طبيعى و مشتهيات نفسانى و تطهير روح از ريون معاصى و توجه بعالم ملكوت اعلاست . انسان به‌واسطه طهارت قلبى يعنى تطهير خيال از عقايد فاسد و تخيلات ردى و باطل و طهارت ذهن از افكار باطل و غلط و طهارت عقل از تقيد به نتايج افكار نادرست و طهارت قلب از تقلباتى كه تابع تشعب و عزم و اراده است ، و طهارت نفس از مشتهيات نفسانى و همچنين ساير انواع طهارات از طهارت روح و سرّ ، موجودى مىشود تام العيار و ابدى الحيات و افاضه مىشود بر او انوار ملكوت ، بلكه متصل مىشود به حضرت علميه و مقام واحديت . چون نماند هيچ معلومت بدست * دل ببايد پاك كرد از هر چه هست چون دل تو پاك گردد از صفات * تافتن گيرد ز حضرت نور ذات * * * اگر فيضى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان دلت با نور حق همراز گردد * وز آن راهى كه آمد باز گردد