بديع الزمان فروزانفر
59
زندگانى مولانا ( فارسى )
هنگام بازگشت مولانا از مدرسه بوده و اختلاف آنها در سؤال شمس است ولى روايت دولتشاه ضعيفتر از روايت افلاكى مىباشد زيرا سخت دور است كه مولانا با آنكه در مهد تصوف و كنار پدرى صوفى مسلك و صاحب داعيه ارشاد تربيت شده و سالها در خدمت برهان محقق به طى مدارج سلوك گذرانيده بود در پاسخ پرسش درويشى جوابى بدان سستى ايراد كند و از جواب دومين شمس از دست برود و نيز روايت مؤلف الجواهر المضيئه با روايت دومين جامى در اين اشتراك دارد كه آشفتگى و ميل مولانا بتجريد و ترك ظاهر بسبب كرامت شمس پس از بىاعتنائى مولانا بوى دست داده و اين هر دو روايت هرچند ممكن است براى ارباب حالت كه ديده بكحل ما زاغ بينا كرده و اين آثار عجيب را كمترين اثر از وجود اوليا دانستهاند صحيح و درست باشد ليكن در نظر ارباب تاريخ كه چشم بر حوادث و اسباب ظاهرى گماشتهاند به هيچروى شايستهء قبول نتواند بود . روايت ابن بطوطه نيز خلاف بديههء عقل و ازهرجهت بطلان آن مقطوع است چه گذشته از آنكه اين خبر در هيچيك از كتب متقدمين و متأخرين نيست و با هيچ يك از روايات اندك مناسبتى هم ندارد به حكم خرد راست و انديشهء درست پيداست كه پارهاى « 1 » حلوا سبب آشفتگى و انقلاب مرد دانا و مجربى كه سرد و گرم روزگار چشيده و به خدمت بسيارى از ارباب معرفت رسيده نتواند بود علاوه بر اينكه ناپيدا شدن مولانا خبريست كه هيچ اصل « 2 » تاريخى ندارد و در مثنوى ولدى و مناقب افلاكى كه مأخذ قديمى و معتبر تاريخ مولاناست ذكر آن نيست و گمان مىرود كه ابن بطوطه
--> ( 1 ) - و اشارات مولانا به حلوائى و حلوافروش در غزليات ( تقريبا 20 مورد در نظر است ) مبتنى بر اصطلاحات و تعبيرات شاعرانه است و گواه گفتار ابن بطوطه نيست . ( 2 ) - سخن مؤلف الجواهر المضيئه كه مولانا در شهرها گشت اشارت به مسافرتهاى مولاناست در طلب شمس كه ذكر آن بيايد و با گفتار ابن بطوطه ارتباطى ندارد و اينكه ابن بطوطه مىگويد جز شعر پارسى نامفهوم سخنى نمىگفت و مريدان آن سخن را گرد كرده مثنوى نام نهادند بسيار شگفت و ناشى از عدم اطلاع و ساده ضميرى ابن بطوطه مىباشد چه اولا اشعار مولانا براى كسانى كه پارسى مىدانند نامفهوم نيست ، ثانيا چگونه ممكن است شخصى جز شعر هيچ نوع سخن نگويد ، ثانيا آثار مولانا منحصر بشعر و مثنوى نمىباشد و آثار منثور او مانند مكاتيب و كتاب فيه ما فيه موجود است و ابن بطوطه از آنها آگاهى نداشته و از فرط يكتادلى و سلامت نفس اين خبر بىبنيان را در كتاب خود آورده است .