بديع الزمان فروزانفر

51

زندگانى مولانا ( فارسى )

هر دو تربيت‌يافتگان بابا كمال « 1 » جندى از خلفاء نجم الدين كبرى بوده‌اند و اين روايت نسبت به فخر الدين عراقى مشكل است زيرا او باصح اقوال از ابتدا مريد شيخ بهاء الدين زكرياى مولتانى « 2 » بوده و به خدمت بابا كمال نرسيده است . علاوه بر آن « 3 » گفته‌اند كه فخر الدين عراقى 25 سال تمام در خدمت بهاء الدين زكريا طى مقامات معنوى مىكرد و وفات بهاء الدين به سال 666 اتفاق افتاد و عراقى پيش از آنكه ببهاء الدين پيوندد بتدريس علوم رسمى مىپرداخت ناگهان جذبه‌اى دامنگير وى شد و او را بديار هند كشانيد و ازاين‌روى تاريخ ابتداء سلوك و وصول او به خدمت بهاء الدين تقريبا مصادف است با سال ورود شمس الدين تبريزى براى ارشاد مولانا به قونيه ( 642 ) . بعضى گفته‌اند كه شمس الدين مريد و تربيت‌يافتهء ركن الدين سجاسى « 4 » است كه ( بقيه از ذيل صفحهء 50 )

--> كه حق سبحانه و تعالى ترا مصاحبى روزى كند كه معارف اولين و آخرين را بنام تو اظهار كند و ينابيع حكم از دل او بر زبانش جارى شود و به لباس حرف و صوت درآيد طراز آن لباس نام تو باشد » و اين حكايت در هيچيك از ولدنامه و مناقب افلاكى نقل نشده باوجود آنكه افلاكى در مثل اين موارد از ذكر اخبار صحيح و سقيم خوددارى نمىكند و باحتمال اقوى اين حكايت بمناسبت آنكه اغلب غزليات مولانا بنام شمس تبريزى اختتام مىپذيرد جعل شده است . ( 1 ) - براى اطلاع از احوال او رجوع كنيد بنفحات الانس و كمال الدين حسين خوارزمى در مقدمهء شرح خود بر مثنوى سلسله ارادت مولانا را به‌واسطه شمس الدين كه از مريدان بابا كمال بوده ( به عقيدهء او ) بنجم الدين كبرى مىرساند . ( 2 ) - شيخ بهاء الدين زكريا از تربيت‌يافتگان شهاب الدين سهروردى و در موطن خود ملتان سند صاحب خانقاه بود و پيروان بسيار داشت ، فخر الدين عراقى و امير حسين هروى صاحب زاد المسافرين و كنز الرموز و نزهة الارواح ( المتوفى 719 ) بنا بر مشهور مريد وى بودند و فرزندان او مدتها در ملتان خانقاه پدر را معمور داشته طالبان اين راه را دستگيرى مىنمودند . به گفتهء ابن بطوطه نسب بهاء الدين زكريا بمحمد بن قاسم قرشى كه در زمان حكومت حجاج بن يوسف ( 75 - 95 ) به قصد غزا بسند آمده بود مىكشيد و ناچار اين محمد بن قاسم قرشى جز محمد بن قاسم ثقفى كه در عهد حجاج بحدود سند و هند تاخت خواهد بود . براى اطلاع از احوال بهاء الدين زكريا و خاندان او رجوع كنيد بنفحات الانس در ضمن شرح حال خود وى و نيز در ذكر امير حسين هروى و عراقى و تذكرهء دولتشاه ، طبع ليدن ( صفحهء 215 216 ) و رحلهء ابن بطوطه ، طبع مصر ، جلد دوم ( صفحات 4 و 9 و 30 و 56 - 57 ) . ( 3 ) - جامى در نفحات الانس . ( 4 ) - اين روايت هم در نفحات مذكور است و در تذكرهء دولتشاه طبع ليدن ( صفحهء 196 ) بجاى سجاسى سنجابى ديده مىشود و آن بىشبهه سهو است از مؤلف يا ناسخ و سجاس از توابع زنجانست . بگفته جامى نسبت ارادت ركن الدين به‌وسيله قطب الدين ابهرى به ابو النجيب سهروردى منتهى مىگردد .