بديع الزمان فروزانفر
50
زندگانى مولانا ( فارسى )
از آنكه در هيچيك از مأخذهاى قديمتر اين حكايت ذكر نشده جلال الدين حسن نومسلمان بنص عطا ملك جوينى « 1 » جز علاء الدين محمد ( 618 - 653 ) فرزند ديگر نداشته و چون ببعضى روايات « 2 » شمس در موقع ورود به قونيه يعنى سنهء 642 شصتساله بوده پس ولادت او بايد در 582 اتفاق افتاده باشد . چنان كه افلاكى در چند موضع از مناقب العارفين روايت مىكند شمس الدين ابتدا مريد شيخ ابو بكر زنبيلباف يا سلهباف تبريزى بود كه اگرچه از مبادى تربيت او اطلاعى نداريم ولى « در ولايت و كشف القلب يگانهء زمان خود بوده » و شمس به گفتهء خود جمله ولايتها از او يافته ليكن مرتبهء شمس بدانجا رسيد كه به پير خود قانع نبود « و در طلب اكملى سفرى شد و مجموع اقاليم را چند نوبت گرد برآمد و به خدمت چندين ابدال و اوتاد و اقطاب و افراد رسيده و اكابر صورت و معنى را دريافته » و گويا بدين جهت يا نظر بطيران او در عالم معنى « مسافران صاحبدل او را شمس پرنده گفتندى » . جامى در ضمن « 3 » حكايتى مىرساند كه فخر الدين عراقى و شمس الدين تبريزى
--> ( 1 ) - جهانگشاى جوينى ، جلد سوم ( صفحهء 134 از طبع طهران ) . ( 2 ) - مقالات ولد چلبى ( روزنامهء حاكميت 1345 ) و چون اين مقالات متكى بر اسناد قديم و گفتهء مناقبنويسان مىباشد و غالب محتويات آن از كتب پيران قديم و مطلع طريقهء مولويه نقل شده باسانى در صحت مطالب آن ترديد نتوان كرد ، خاصه در اين مورد كه قرائن خارجى و روايات كتب مناقب نيز بر صحت آن گواهى مىدهد چه شمس الدين در قونيه داراى اهل و عيال بود و در طريقت تصوف از بزرگان شمرده مىشد و مدتها سياحت اقاليم كرده و به خدمت بسى بزرگان رسيده بود و ناچار مىبايست مراحلى از عمر پيموده باشد و از قوت گفتار و وسعت اطلاع شمس الدين در كتاب مقالات به خوبى واضح است كه او مردى كارديده بوده و در طى مدارج سلوك سالها رنج برده است و شايد اين بيت مولانا هم دليلى ديگر باشد : بازم ز تو خوشجوان خرم * اى شمس الدين سالخورده ( 3 ) - « گويند در آنوقت كه مولانا شمس الدين در صحبت بابا كمال بوده شيخ فخر الدين عراقى نيز بموجب فرموده شيخ بهاء الدين زكريا آنجا بوده است و هر فتحى و كشفى كه شيخ فخر الدين عراقى را روى نموده آن را در لباس نظم و نثر اظهار مىكرد و به نظر بابا كمال مىرسانيد و شيخ شمس الدين از آن هيچچيز اظهار نمىكرد ، روزى بابا كمال وى را گفت فرزند شمس الدين از آن اسرار و حقائق كه فرزند فخر الدين عراقى ظاهر مىكند بر تو هيچ لائح نمىشود گفت بيش از آن مشاهده مىافتد اما بهواسطه آنكه وى بعض مصطلحات ورزيده مىتواند كه آنها را در لباس نيكو جلوه دهد و مرا آن قوت نيست بابا كمال فرمود بقيه در ذيل صفحهء 51