بديع الزمان فروزانفر

41

زندگانى مولانا ( فارسى )

حوالى سنهء 643 اين مدرسه را بامر ملك ناصر مرمت كرد . ابن العديم چند كتاب مهم تأليف كرده كه از آن جمله يكى تاريخ حلب است موسوم به زبدة الطلب و ديگر كتاب الاخبار المستفادة فى ذكر بنى جرادة كه آن را به خواهش ياقوت مدون ساخت و ديگر كتاب الدرارى فى ذكر الذرارى بنام الملك - الظاهر و ديگر كتابى در خط و فنون و آداب آن . هنگامى كه عساكر « 1 » خونخوار مغل در سنهء 658 بحلب تاختند قاضى ابن العديم بمصر پناه برد و پس از بازگشت مغل بموطن خود برگشت و در ويرانى آن شهر ابيات غم‌انگيز بنظم آورد و دو سال بعد از آن واقعه به سال 660 درگذشت . افلاكى كمال الدين را نظر به اهميت و نفوذ كلمه و وسعت مكنت و جاه ظاهر ملك الامرا و ملك ملك حلب خوانده و در باب محبت و عنايت او نسبت بمولانا گويد « مگر ملك الامراى حلب كمال الدين ابن عديم ملك ملك حلب بود مردى بود فاضل و علامهء عصر و كاردان و صاحبدل و روشن‌درون از غايت اعتقاد خدمات متوافر مىنمود و پيوسته ملازم حضرتش مىبود از آن جهت كه فرزند سلطان العلماء بود و بتدريس مشغول مىشد و چون در ذات حضرت مولانا فطانت و ذكاوت عظيم مىيافت در تعليم و تفهيم او جد بىحد مىنمود و از همه طلبهء علم بيشتر و پيشتر به دو درس مىگفت » . و چون كمال الدين فقيه حنفى بود ناچار بايد مولانا رشتهء فقه و علوم مذهب را در نزد وى تحصيل كرده باشد . مدت اقامت مولانا در شهر حلب معلوم نيست و روايت افلاكى در اين باب مضطرب است و يك جا مىگويد مولانا بواسطهء كرامات مشهور شد و از آفت اشتهار بدمشق رفت و نيز روايت مىكند كه سلطان عز الدين روم ملك الادبا بدر الدين يحيى را به خدمت كمال الدين روانه كرد تا مولانا را بروم باز آرد و سلطان عز الدين روم هيچ‌كس نتواند بود جز سلطان عز الدين كيكاوس بن كيخسرو ( 644 - 655 ) كه چندين سال پيش از بقيهء پاورقى از ذيل صفحهء قبل

--> علوم اشتغال ورزيده و مسافرت او نيز به شهر حلب على التحقيق در فاصلهء سنوات ( 630 - 638 ) اتفاق افتاده پس كمال الدين ابن عديم بايد در اين تاريخ بتدريس حلاويه منصوب شده باشد . ( 1 ) - رجوع كنيد بتاريخ ابو الفداء ، حوادث سنهء 660 كه اشتباها نام پدر كمال الدين را عبد العزيز نوشته است .