بديع الزمان فروزانفر
42
زندگانى مولانا ( فارسى )
جلوس او بر تخت سلطنت مولانا از سفر بازآمده و بر مسند تدريس و فتوى متمكن شده بود و بنابراين اگر اين روايت صحتى داشته باشد و سلطان عز الدين كس بطلب مولانا فرستاده باشد ناچار در سفرهاى مولانا بدمشق ما بين 645 و 647 بوده است . مولانا در دمشق بعد از آنكه مولانا مدتى در حلب بتكميل نفس و تحصيل علوم پرداخت عازم دمشق گرديد و مدت هفت يا چهار سال هم در آن ناحيه مقيم بود و دانش مىاندوخت و معرفت مىآموخت . پيشتر مذكور افتاد كه شهر دمشق در اين عهد مركزيت يافته و مجمع علم و دانش و ملاذ گريختگان فتنهء مغل گرديده بود و در همين تاريخ شيخ اكبر محيى الدين « 1 » مراحل آخرين زندگانى را در اين شهر مىپيمود و رفتن مولانا كه در صدد تحصيل كمال و شيفتهء صحبت مردان راه بود بدمشق بواقع نزديك است . رابطهء دمشق با تاريخ زندگانى مولانا بسيار است و غزليات و ابيات مولانا در وصف شام مىرساند كه مولانا را با اين ناحيه كه تابشگاه جمال شمس تبريزى و چنان كه بيايد اولين نقطهاى بوده است كه اين دو يار دمساز با يكديگر ديدار كردهاند سر و سرى ديگر است و دو سفر مولانا در فاصله 645 و 647 و فرستادن پسران خود بدمشق براى تحصيل هم شاهد اين گفتار تواند بود . به گفتهء افلاكى « چون حضرت مولانا بدمشق رسيد علماى شهر و اكابر هركه
--> ( 1 ) - محيى الدين محمد بن على طائى اشبيلى ( 560 - 638 ) از اجلهء عرفا و اكابر متصوفه اسلام بشمار است كه اصول تصوف و عرفان را بر قواعد عقلى و اصول علمى متكى ساخت و آنها را بوجوه استدلال تقرير نمود و چنان كه از خود او روايت مىكنند 240 كتاب تأليف كردهء اوست و از همه مهمتر و مشهورتر كتاب فتوحات مكى است كه ظاهرا مفصلترين كتب عرفانى باشد و فصوص الحكم كه شروح بسيار بر آن نوشتهاند و از جنبهء ادبى مقامى عالى دارد و محيى الدين را در وحدت وجود طريقهاى خاص است كه عامهء فقها و برخى از متصوفه مانند علاء الدوله سمنانى ( المتوفى 736 ) بسبب آن در مذهب او طعنها كردهاند ولى بيشتر آراء عرفا و حكماء قرون اخير از آن عقيده سرمايه گرفته و تقريبا كتب و آراء محيى الدين مبناى اصلى تصوف اسلامى از قرن هشتم تا عهد حاضر بوده است . وفات محيى الدين در دمشق واقع شد و او را در صالحيه دمشق دفن كردند و هماكنون مزار او معروف است و ظاهرا مراد مولانا از كان گوهر در اين بيت : اندر جبل صالح كانيست ز گوهر * زان گوهر ما غرقهء درياى دمشقيم مدفن محيى الدين و « صالح يا صالحه » تحريفى از صالحيه باشد .