بديع الزمان فروزانفر

8

زندگانى مولانا ( فارسى )

تاريخ علاء الدين محمد خوارزمشاه بوجود نيامده و پدر او تكش خوارزمشاه نيز قدم در عالم هستى ننهاده بود . قطع نظر از آنكه وصلت محمد خوارزمشاه با حسين خطيبى كه در تاريخ صوفيان و ساير طبقات نام و نشانى ندارد به هيچ‌روى درست نمىآيد و چون جامى و امين احمد رازى در شرح حال مولانا بروايات كرامت‌آميز دور از حقيقت افلاكى اتكاء كرده‌اند پس در حقيقت به نظر منبع جديد اقوال آنان را شاهد گفتهء افلاكى نتوان گرفت ولى دولتشاه و مؤلف آتشكده كه با منابع ديگر سروكار داشته‌اند از نسبت بهاء ولد به خوارزمشاهيان به‌هيچ‌وجه سخن نرانده و اين قضيه را بسكوت گذرانيده‌اند . پس مقرر گرديد كه انتساب بهاء ولد بعلاء الدين محمد خوارزمشاه به صحت مقرون نيست و اگر اصل قضيه يعنى پيوند حسين خطيبى با خوارزمشاهيان ثابت و مسلم باشد و به قدر امكان در روايات افلاكى و ديگران جانب حسن ظن مراعات شود بايد گفت كه حسين خطيبى با قطب الدين محمد بن نوشتكين پدر اتسز ( المتوفى سنهء 521 ) پيوند كرده و جامى و افلاكى به جهت توافق لقب و نام او با لقب و نام علاء الدين محمد بن تكش كه در زندگى پدر قطب الدين لقب داشته باشتباه افتاده‌اند و بر اين فرض اشكال مهم مادر تقديم ولادت بهاء ولد بر ولادت جد و پدر مادر خود مرتفع خواهد گرديد . بهاء ولد از اكابر صوفيان بود ، خرقهء او به روايت افلاكى به احمد غزالى « 1 » مىپيوست و خويش را بامر معروف و نهى از منكر معروف ساخته و عدهء بسيارى را با خود همراه كرده بود و پيوسته مجلس مىگفت « و هيچ مجلس نبودى كه از سوختگان جان بازيها نشدى و جنازه بيرون نيامدى و هميشه نفى مذهب حكماى « 2 » فلاسفه و غيره كردى و بمتابعت صاحب شريعت و دين احمدى ترغيب دادى » و خواص و عوام به دو اقبال داشتند « 3 » « و اهل بلخ او را عظيم معتقد بودند » و آخر اقبال خلق خوارزمشاه را خائف كرد تا بهاء ولد را به مهاجرت مجبور ساخت .

--> ( 1 ) - بنا ببعضى روايات بهاء ولد از تربيت‌يافتگان نجم الدين كبرى است ( المقتول 618 ) و سلسله ارادت او بسبب شيخ عمار ياسر و ابو النجيب سهروردى باحمد غزالى پيوسته مىشود ليكن افلاكى ميان بهاء ولد و احمد غزالى شمس الائمه سرخسى و احمد خطيبى را واسطه قرار داده و اين غلط است . ( 2 ) - در نسخهء اصل چنين بود و ظاهرا بايد چنين باشد « حكما و فلاسفه » . ( 3 ) - تذكرهء دولتشاه طبع ليدن ( صفحهء 193 ) .