سعيد نفيسى
66
زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى )
اين سخنان تحريف مطالب ديگرى است كه ديگران هم دربارهء عطار نوشتهاند و آشكار است كه اصل مطلب اين بوده كه عطار نخست توانگر بوده است و با اين همه روى از جهان دركشيده و پيرامون اسباب اين جهان نگشته است و در همان شهرى كه مىزيست درگذشته است . اما اينكه عاشق پسر كلانترى شده باشد از مؤلف مجالس العشاق شگفت نيست زيرا كه اساس اين كتاب چنانكه از نام آن پيداست و به همين جهت يكى از عجيبترين كتابهاى سست پر از مجعولاتست كه در زبان فارسى نوشته شده اين است كه شرح حال هركس را نوشته مىبايست حتما عاشق بوده باشد و در اين كتاب داستانهاى ساختگى بىاساس دربارهء معاشقات يك عدهء كثير از دانشمندان و شاعران معروف عالم اسلام و حتى ائمهء اثنىعشر آورده و اگر عطار را هم عاشق پسر كلانتر قريهاى نمىكرد اساس كتابش برهم مىخورد . مطلب ديگرى كه از جزئيات احوال عطار هست اين است كه سفرهائى هم كرده است چنانكه خود گفته كه با نجم الدين كبرى و مجد الدين بغدادى ديدار كرده است و چون هر دو در خوارزم بودهاند قطعا سفرى به خوارزم رفته . دولتشاه مىگويد پس از آنكه تغيير حالت داد به حج رفت و اين گفته را مؤلف هفت اقليم و گارسن دوتاسى نيز تكرار كردهاند . خود در مثنوى اسرارنامه « 1 » در بيان آرزوى خود به زيارت قبر پيغمبر مىگويد : منم در فرقت آن روضهء پاك * كه بر سر مىكنم از آرزو خاك اگر روزى بدان ميدان درآيم * چو گوئى زين خم چوگان برآيم به آهى بگسلم بند جهان را * هبوطى سازم از خاك تو جان را
--> ( 1 ) - چاپ طهران ص 27 - 28