محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

457

رشحات البحار ( فارسى )

تنبيهات تنبيه يكم [ مىتوان ضمن بغض افول ، براساس آيه نيز به توسل به فطرت رجا استدلال نمود ؛ ] مىتوان ضمن بغض افول ، براساس آيه نيز به توسل به فطرت رجا استدلال نمود ؛ زيرا بديهى است كه ضلالت و حيرت ، مبغوض فطرت است و از سوى ديگر ، مىبيند كه همه اسباب ظاهرى ( براى نيل به هدايت ) مقطوع است ؛ زيرا قوم وى بت‌پرست بودند و در چنين محيط مملو از كفر و ضلالتى چگونه هدايت تحقق مىيابد ؟ بااين‌حال مىبيند كه رجاى او قطع نشده است . به همين خاطر به سبب اميد به از ميان رفتن گمراهى با آمدن هدايت ، بر وجود پروردگارش استدلال مىكند و [ مىگويد : ] قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ « 1 » همچنان‌كه استدلال به اينكه خداوند ، خورشيد است ، در كنار ساير موارد ديگرى كه ذكر كرد ، براساس فطرت خوف بود . زيرا او از شرك خود و انان ، يعنى توجه به زهره ، ماه ، و خورشيد ، مىترسيد و به همين دليل از اين امور تبرى مىجست . درحالىكه اسباب خوف ظاهر نبودند و جهات ان نيز مسدود بود ؛ بااين‌حال او مىترسيد . بنابراين اين خوف كه منشا تبرى وى شد ، دال بر وجود مخوف منه در عالم تحقق و دار وجود است . در اين نكته نيز تدبر شود .

--> ( 1 ) . همان ( 6 ) : 77 .