محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

455

رشحات البحار ( فارسى )

داشتن افل و بغض افول استدلال كرد ؛ زيرا زهره و ساير ستارگان اصل و مبدا نيستند و اگر مصدر و مبدا بودند ، محبوب بودند ، ولى محبوب نيستند ، پس مبدا و مصدر نيستند يا مىتوان گفت : اگر مبدا بود ، مبغوض نبود ، ولى مبغوض است ، پس مبدا نيست . حال كه اين مسئله درباره ستاره زهره مشخص شد ، درباره ساير ستارگان نيز وضعيت به همين صورت است . ازاين‌رو روشن مىشود كه مدار اين باب بر كمال صرف و دورى از نقص است و به همين خاطر حضرت ابراهيم ( ع ) اين سخن را گفت و براى اثبات مبدا به برهان « حب فاطر السماوات و الارض » استدلال نمود ؛ زيرا سراسر جهان از مقام جمعيت و اتصاف به صفات كماليه ظهور يافته است . به‌طورىكه در ان هيچ نقص و عارى وجود ندارد ؛ زيرا از آنجا كه همه موجودات براساس ذات خويش بر فطرت افتقار به موجودى بىنياز آفريده شده‌اند ، بنابراين دوست داشتن اين وجود ، به صورتى كه تمام فطرت و كمال وجهه به جانب وى باشد ، دلالت مىكند كه اين وجود مبدا همه موجودات در همه مظاهر است . به عبارت ديگر ، [ حضرت ابراهيم ] با برهان فطرت بغض نقص بر نفى الهيت غير خداوند متعال استدلال كرد و با برهان فطرت حب اصل الهيت خداوند متعال را اثبات نمود كه هر دو مورد در كلمه توحيد كه شامل نفى ، اثبات ، حنافت و توجه است ، جمع شده است : يعنى لا إله الا اللّه . به همين خاطر ابراهيم ( ع ) درباره فطرت حب اصل و توجه به او فرمود : إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 1 » توضيح اينكه ، ابراهيم گفت من در نفس خودم ، توجه تمام و محبت كامل را درمىيابم و اين دو تنها براى كسى است كه من و آسمان‌ها و زمين را آفريده و اصل من و انها است . صغراى اين برهان اين است كه : پس از اطلاع از اينكه براساس وجدان بداهت اين امر ثابت شد كه حب كمال و كامل فطرى است .

--> ( 1 ) . همان : 79 .