محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

421

رشحات البحار ( فارسى )

بطن هفتم [ در اين مرتبه درعين تلوين ، متمكن مىشود و به هر مرتبه‌اى كه بخواهد ظهور مىكند ] وقتى كه سالك يك بار از طريق ظهور وحدت در كثرت عينى متحقق به وحدت [ وجودى ] شد ، و بار ديگر از طريق استحضار كثرت در عين همان وحدت وجودى ، متحقق به كثرت علمى شد و به عدم تمكن خويش از جمع ميان اين دو حضرت نظر انداخت - زيرا احكام ظاهر و باطن با توجه به خصوصيات انها مستلزم احتجاب از احكام ديگرى است - مقيد به حكم يكى از اين دو تجلى مىشود . ولى از آنجا كه اين امر نقص است ، ناگزير بايد به عنايت خداوند از اين احتجاب خارج گردد . زيرا اجتماع اسم الباطن و الظاهر و استحضار انها مقتضى يك مظهر است . به اين صورت قلبى كه جامع هر دو حضرت باشد متولد مىشود . به همين خاطر اگر سالك به اين سر وجودى ، يعنى الظاهر و الباطن ، نظر كند و اين معنى را استحضار نمايد ، تا اينكه اين قابليت را پيدا كند كه حق با برزخيت جامع هر دو حضرت بر وى تجلى نمايد ، حالتى از امتزاج اسم الظاهر و الباطن حاصل مىشود كه « اخفى » ناميده مىشود ؛ زيرا قلب جامع تجلى دو اسم ( الظاهر و الباطن ) و تحقق هر دو حضرت است و هيچ‌يك از اين دو شان او را از ديگرى غافل نمىسازد و به همين خاطر به صورت مظهر برزخيت دوم و تعين دوم كه همان واحديت است درآمده است . بدين ترتيب سالك متحقق به اسماى ظهور و اسماى بطون ، به صورت آينه‌اى براى صفات الهى از لحاظ ظهور و بطون درمىآيد و در اين مرتبه در عين تلوين ، متمكن مىشود و به هر مرتبه‌اى كه بخواهد ظهور مىكند . اين مرتبه ، مرتبه‌اى پيامبران اولوالعزم ، كاملان ، و تابعين انها است ؛ درود بر همه انان . و اين همان مراد عرفا است كه گفته‌اند : و از جهت جمع رحمانى ان بين ظهور و بطون در دايره صفات الهى ، كه عبارت از مفاتيح دوم براى برزخيت دوم است ، بطن هفتمى وجود دارد .