محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

419

رشحات البحار ( فارسى )

الهيه و كثرت نسبى علمىاى كه ان حقايق كونى انها را نمايان ساخته بودند به صورت آينه‌اى براى وحدت وجودى درآيد و در نتيجه حالت وحدت وجودى بر سالك مستولى شود . به‌طورىكه هيچ چيزى نبيند ؛ مگرآنكه خداوند را ببيند . همچنان‌كه [ حضرت على ] ( ع ) فرموده است : ما رأيت شيئا إلا رأيت اللّه « 1 » در اين سر وجودى حجاب كثرت در جميع مراتب اعم از حجاب حسى ، مثالى ، و روحى ، از طريق ظهور وحدت وجودى برداشته مىشود و سالك به اين وحدت متحقق مىشود . و منظور انان از اينكه گفته‌اند : سر الهى ، يعنى وجود مضاف به حقيقت انسانى ، از حيث ظهور عينى ان در مراتب كون ( روح ، مثال ، و حس ) بطن پنجمى دارد ، اين است كه وحدت وجود به شهود رسيده و حكم وجودى توحيد در وجود سالك با تمام مراتب ان به ظهور رسيده است . زبان ( حال ) اين مرتبه نيز سوره توحيد است . بطن ششم [ مرتبه عروج با عنايت خداوند ] وقتى كه سير اول با ظهور وحدت در آينه كثرت به صورت نزولى تمام شد ، مرتبه عروج را با عنايت خداوند ، از طريق ظهور كثرت باطنى در آينه وحدت ظاهرى را شروع مىكند ؛ زيرا اين وجود كه مرتبه ظهور و تعين او است و سالك بدان متحقق است ، از آنجايى كه يكى از مظاهر اسما و علم او است ، وحدت مشهود به صورت آينه‌اى براى كثرت علمى نسبى الهى درمىآيد . ازاين‌رو هرگاه سالك به اين معنى توجه كند و ان را استحضار نمايد ، به صورتى كه قابليت تجلى حق با اسم باطن خود بر ان را پيدا كند ، اين حالت حاصل از توجه سر به روح ، قلب در مرتبه سر ناميده مىشود كه مقام خفى داراى قابليت تجلى اسم باطن است . ازاين‌رو سالك كم‌كم از وحدت وجودى عينى به كثرت اسمايى نسبى

--> ( 1 ) . مفتاح الفلاح ، ص 367 .