محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

401

رشحات البحار ( فارسى )

إله في الارض و إله في السماء فرونشاندن اين توهم نيز براساس اصالت ماهيت است . اين اصل بااينكه ذاتا باطل است ، بااين‌حال با فرض صحت ان ، ناگزير بايد از هر دو ماهيت ( إله ) مفهوم وجوب وجود انتزاع شود ؛ زيرا هر دو در معناى واحد ماهيت ، الهيت متشاركند . از سوى ديگر انتزاع مفهوم واحد از امور ذاتا متخالف ، عين اين است كه واحد كثير شود كه محال است . براساس اصالت وجود و تباين ان با ذات نيز ، چنان‌كه مشائيان مىگويند ، اين امر باطل است . ازاين‌رو واضح است كه جواب اين سؤال با بيان لزوم تركيب صحيح نيست . اما براساس اصالت وجود و اينكه وجود يك سنخ واحد است - چنان‌كه مذهب حق و تحقيق قائل است - محال بودن اين امر براساس شدت و ضعف است ؛ هرچند تركيبى هم در كار نباشد ؛ زيرا ما به الامتياز عين ما به الاشتراك است . بااين‌حال اين امر با توجه به اينكه ما هر دو را إله و داراى مرتبه يكسان فرض كرديم ، موجب خلف مىشود ؛ زيرا بااينكه وجود صرف لا يثنى و لا يتكرر است ، بايد مميزى وجود داشته باشد ؛ و لو در يكى از انها . و به اين صورت نتيجه مورد نظر ما حاصل مىشود . چنان‌كه پروردگار دانا فرموده است : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا « 1 » از سوى ديگر ، اين مميز بايد وجود واجبى باشد . در نتيجه با فرض دو إله واجب ، سه إله ، پنج إله ، نه إله و . . . تحقق مىيابند و در نتيجه هيچ الهى وجود نخواهد داشت و به تبع ان هيچ مالوهى در اسمان و زمين وجود نخواهد داشت . و اين ممتنع است ؛ زيرا مالوه وجود دارد و به اين صورت محقق مىشود كه : انه لا إله إلّا اللّه الواحد القهّار « 2 » و به اين خاطر به امتناع وجود دو خدا با كلمه امتناعيه ( لو ) اشاره كرده است . مضافا اينكه برهان تمانع و جواز تقسيم ، چنان‌كه فرعون توهم كرده بود ، مانع جواز تمانع نمىشود . البته اين امر بر خلاف پندار ، مفاد آيه نيست ؛ زيرا

--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) : 22 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 3 ، ص 205 .