محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

402

رشحات البحار ( فارسى )

بديهى است كه اطلاق فساد به هر تقدير ، و لو مفاد ان تمانع باشد ، لازم مىآيد از بعضى وجود فساد صورت گيرد و اين در صورت عدم تقسيم است . تدبر كن . مقام هفتم [ اقامه وجه قلب به جانب دين ] اين مقام درباره اقامه وجه قلب به جانب دين است كه با ان ( قلب ) خودش و كمال خودش را دوست مىدارد . در اينجا منظور از اقامه عبوديت است . به اين معنى كه روح اعمال و صفات مختلف ، عبوديت است . به‌طورىكه براى خداوند نماز مىخواند ، روزه مىگيرد ، صبر مىكند ، شكيبايى به خرج مىدهد و . . . چنان‌كه [ حضرت ] امير ( ع ) مىفرمايد : أسألك بحقك و قدسك و أعظم صفاتك و أسمائك ان تجعل أوقاتي من الليل و النهار بذكرك معموره و بخدمتك موصوله و أعمالي عندك مقبوله حتى يكون أعمالي و إرادتي [ و أورادي ] كلها وردا واحدا و حالي في خدمتك سرمدا « 1 » خلاصه ، هدف ارجاع كثرتها به وحدت است و متصف شدن قلب به صفت عبوديت مقصد اصلى اعمال و اوراد فراوان است . صفات نيز به همين صورت است تا اينكه حال مداوم باشد و اين امر جز با ارجاع صفات به حق و عبوديت وى ممكن نيست . به عبارت ديگر ، بايد قلب را با عبوديت آراست تا به صورت چشمه‌اى براى تجليات اسمايى و صفاتى درآيد . بااين‌حال بايد براى كامل كردن عبوديت قلب ، به توجه قلب و احضار ان در عبادت و اين امر متوقف است بر تعلق قلب به عبادت . تعلق ان نيز متوقف است بر اهتمام قلب به عبادت و اهتمام ان نيز متوقف است بر يادآورى آثار محبوب به قلب و اين يادآورى نيز متوقف است بر علم به آثار و علم به آثار متوقف است بر دريافت ان علم از مبدا وحى و نبوت . از جمله اقسام دريافت از مبدا وحى و نبوت نيز نگاه به تشريع اذان و اقامه

--> ( 1 ) . الاقبال ، ص 709 .