محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
400
رشحات البحار ( فارسى )
مقصود بالذات در هر دو مورد ، ظهور است كه اضافه ظهور به مظهر به صورت بالعرض است . خلاصه ، انگيزه اصلى فعل و مشيت او و وجود مطلق ، علم او به كمال ذات و اسمايش است كه عين ذاتش است . ازاينرو انگيزه خلقت ، امرى خارج از ذات او نيست . غايت خلقت نيز ظهور كمالات ذات و اسماى وى است كه اين نيز امرى خارج از ذات وى نيست تا اينكه به امرى زائد بر ذات وى نيازمند باشد . و از آنجا كه بندگان تعينات فعل و عطاى وى هستند ، و عطا كردن به انها لازمه عطاى وى است ، در نتيجه انها متعلق عرضى غرض وى هستند كه مىتوان گفت وجود ذاتى وى ، او را به عطا برانگيخته است و ظهور جود ، يعنى « خودنمايى » « 1 » غايت عطاى وى است و تعينات خلقى نيز قوابل و لوازم عطاى وى هستند . بنابراين غرض اصلى ، ظهور فاعل است نه رساندن نفع به قابل ؛ هرچند اين امر نيز بر ظهور مترتب مىشود و به صورت تابع غرض اصلى درمىآيد . در اين امر تدبر شود . از اين گذشته ، اينكه ظهور كمال و اظهار ان غايت فعل خداوند متعال باشد ، خصيصه حق و رداى كبريايى وى است و اگر كسى در اين راه با وى مشاركت نمايد ، وى را نابود مىسازد . مانند فرد رياكار ؛ زيرا او يا در اظهار كمال نفس خويش دروغ مىگويد يا اينكه چنين كمالى مال او نيست ، بلكه مال پروردگارش است . اين است كه روز قيامت وى را به اسم « كاذب » ، « منافق » ، و « كافر » صدا مىزنند . خلاصه اظهار كمال ذات وى ، كه انگيزه فعل وى است ، همان ظهور كبريائيت يا « خودنمايى » « 2 » مختص حق است ؛ زيرا چنانكه گفته شد وى كمال ، جمال ، و جلال صرف است . نايره دهم [ توهم شريك براى خداوند در ذات و الهيت . ] توهم شريك براى خداوند در ذات و الهيت . چنانكه ابن كمونه تقرير نمود و فرعون ملعون ان را بيان كرد و گفت :
--> ( 1 ) . اين كلمه را مؤلف در متن عربى به كار برده است . ( 2 ) . همان .