محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

399

رشحات البحار ( فارسى )

كسى او را بشناسد ، بلكه منظور از ان اين است كه « تا نمايان شوم » . بنابراين هدف از آفرينش ظهور وى و اظهار كمالات وى است ، نه ظهورى وى براى ديگرى . ازاين‌رو اينكه خلق وى را بشناسند ، نيز هدف آفرينش وى نيست ؛ زيرا حتى اگر كسى وى را نشناسد ، مقصود و غرض ، حاصل است . درست است كه ظهور داراى دو قوس است : قوس نزول و قوس صعود و مقصود بالذات در هر دو مورد ، ظهور است كه اضافه ظهور به مظهر به صورت بالعرض است . خلاصه ، انگيزه اصلى فعل و مشيت او و وجود مطلق ، علم او به كمال ذات و اسمايش است كه عين ذاتش است . ازاين‌رو انگيزه خلقت ، امرى خارج از ذات او نيست . غايت مىآيد كه وجود ، كون ماهيت باشد . زيرا ثبوت يك شىء براى ديگرى ، فرع ثبوت مثبت له است و در نتيجه وجود فرع ماهيت مىشود . 6 . مقام « لكى اعرف » . كه غايت و نتيجه است . توضيح اينكه ، غايت پروردگار از خلقت ، ظهور ودش است . به عبارت ديگر ، خداوند متعال داراى يك ظهور علمى در مرتبه واحديت به صورت كثرت اسمايى و نسبت‌هاى صفاتى در وحدت وجوديه است . ظهور ديگرى نيز دارد كه ظهور فعلى او است كه عبارت است از مشيت و رحمت او . اين ظهور ، ظهور وحدت در كثرت است . به‌طور خلاصه ، هدف و انگيزه پروردگار براى ايجاد ، ظهور خويش است كه ظهور تعينات ، مانند ظهور ماهيات خاص وجودات خاص نيز به صورت بالعرض بر « ظهور اول مترتب مىشود . ازاين‌رو اين توهم پديد نيايد كه عبارت « لكى اعرف » به اين معنا است كه كسى او را بشناسد ، بلكه منظور از ان اين است كه « تا نمايان شوم » . بنابراين هدف از آفرينش ظهور وى و اظهار كمالات وى است نه ظهورى وى براى ديگرى . ازاين‌رو اينكه خلق وى را بشناسد ، نيز هدف آفرينش وى نيست ؛ زيرا حتى اگر كسى او را نشناسد ، مقصود و غرض ، حاصل است . درست است كه ظهور داراى دو قوس است : قوس نزول و قوس صعود و