محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
383
رشحات البحار ( فارسى )
بدن مادى است . بااينحال از آنجا كه بدن مادى در آدم شبيه بدن مادى در اطفال است ، مناسبت ان با روح كم است . ازاينرو با بدن برزخى در برزخ مىماند كه گفته شد باطن ملك است و نسبت انها نيز اطلاق و تقييد است و تا زمانى كه بدن مادى صفا نيابد ، روح به ان اعتنا نمىكند . اين است كه ديده مىشود كه روح در ناحيه گوش ، چشم و ساير قواى وى ظهور نمىكند تا اينكه صفا يابد و زيادى بلغم ان زائل شود . به همين خاطر آدم ( ع ) با بدن برزخى خود به عالم برزخ متوجه بود و بااينحال با بدن بخارى خود به ملك بدنش توجه داشت . بنابراين روح يك ظهور تام برزخى و يك ظهور ناقص مادى دارد . مانند نائم رائى . بنابراين امكان ندارد در بهشت ديگرى باشد ؛ زيرا او در دنيا متعلق به بدن مادى بود و با حيات مادى ملكى حيات داشت . 2 . اينكه ارتزاق وى برزخى باشد . همچنانكه خداوند متعال فرمود : وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما « 1 » به نظر من ، بعد از آنكه اطلاع حاصل شد كه آدم ( ع ) در بهشت دنيا است ، يعنى همان برزخ ، اذعان مىشود كه ارتزاق وى برزخى است . ملاك برزخى بودن وى نيز مشيت روزىدهنده است . به همين خاطر فرمود : حيث شئتما ؛ زيرا هرچه وى ( آدم ) اراده كند ، عين آنچه كه اراده كرده است ، تحقق مىيابد و هرچه اشتها كند ، تحقق مىيابد . درست مانند برزخ جزئى خود تو ؛ زيرا اين برزخ هيولاى روح تو است و برحسب فعليت روح تو ، اشكال مختلفى به خود مىگيرد . بهطورىكه اگر اين برزخ به عالم اتصال يابد و تو قادر به تصرف در ان باشى ، به نحوى كه اراده كنى در ان تصرف مىنمايى . درحالىكه عالم ملك اين قابليت و توانايى را ندارد . اين است كه از اراده تو سر برمىتابد ؛ مگر با مقدماتى خاص . اما برزخ عالم ، براى تصرف داراى قابليت تام است . اين است كه اوليا در ان تصرف مىكنند و به همين دليل مطابق اراده انها نمايان مىشود . همه معجزات نيز برزخى هستند ؛ با اين تفاوت كه بدنهاى برزخى با مشيت
--> ( 1 ) . بقره ( 2 ) : 35 .