محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

384

رشحات البحار ( فارسى )

پيامبر و ولى متراكم مىشوند و در ملك ظهور مىيابند . گاهى هم پيامبر يا ولى نمىخواهد متراكم شوند و به همين خاطر در عالم ملك ظهور نمىكنند . خلاصه ، آدم و حوا در برزخ دنيا بودند و خداوند به انها قدرت داد تا هرچه را بخواهند انشا نمايند . اين بود كه فرمود : و كلا منها رغدا حيث شئتما 3 . آدم با آينه صاف روحش ، عالم ملكوت و جبروت را مىبيند ، با انها انس مىگيرد ، و به جانب انها ميل مىكند و مىخواهد جزء انها شود . ولى از آنجا كه چند مرتبه از انها متاخرتر است ، از ميل به جانب اين درخت ملكوتى يا جبروتى يا مشيت مطلق نهى شده است . اين است كه خداوند متعال فرمود : وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ « 1 » زيرا حصول ان براى او ناممكن بود ؛ مگر از طريق اكتساب در صعود قوسى ( يا پا نهادن در قوس صعود ) ، اما صعود استقامى ، علاوه بر آنكه محال است ، موجب فناى محض مىشود ؛ مانند فناى قطره در دريا و فناى شعله در معدن خود . اين است كه خداوند فرمود : فتكونا من الظالمين . به‌علاوه ، اين امر نوعى تعطيل ملك است . درحالىكه صعود قوسى محتاج تدبير ملك بدن و استيفاى حظوظ ان است تا به اين صورت ، تدريجا ارتقا يابد و از حضيض جسمانيت به اوج ملكوتيت ، جبروتيت يا فراتر از ان گام بگذارد . پس از اطلاع از اين موارد ، بيان مىكنيم كه منظور از اين فرموده خداوند متعال كه « وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ » ، چنان‌كه در اخبار فراوانى امده است ، شجره طيبه احمديه و علويه ، و شجره نبويه و علويه است . به اين دليل كه از نزديك شدن به اين درخت نهى شده است ؛ زيرا نزديك شدن به ان مساوق با فناى جوهر استعداد آدم و حوا است و در نتيجه از زمره ستمگران بر خود خواهند بود ؛ زيرا استعداد خود را از ميان برده‌اند . چون روح پس از عشق جذب معشوق خود مىشود و در ان فانى مىگردد . ازاين‌رو بايد او را از جذبه دور

--> ( 1 ) . همان .