محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
356
رشحات البحار ( فارسى )
خلاصه ، اختلاف آثار از لحاظ خير و شر ، به اختلاف مؤثر ( خير و شر ) و تفاوت انها برمىگردد . مقدمه دوم [ اختلاف افعال نيز مانند اشيا در قياس با هر يك از قواى سازگار و ناسازگار مانند ] مسلم است كه افعال نيز مانند اشيا در قياس با هر يك از قواى سازگار و ناسازگار مانند شنيدنىها ، چشيدنىها ، بوييدنىها ، ديدنىها ، لمسكردنىها ، اختلاف دارند . همچنين در ايجاد حزن ، سرور ، انقباض ، انبساط و . . . نيز اختلاف دارد . اشكالى هم نيست كه قوه عاقله نيز با مواردى سروكار دارد كه يا با ان ناسازگارند يا سازگارند ؛ زيرا ان هم از برخى افعال تعجب مىكند و برخى از افعال ديگر را غريب مىداند . مانند احسان كه موجب شگفتى و ستم كه موجب غرابت است ؛ البته بدون در نظر گرفتن ساير قوا در اين رابطه . ظلم چه به اعتبار تعلق ان به حواس خود يا احسان به خودش باشد ، و چه به اعتبار تعلق ظلم و احسان به ديگران باشد ، از احسان مبتهج و مسرور مىشود و از ظلم منقبض و محزون مىگردد . ساير موارد نيز به همين صورت است . و اين از جمله بديهيات اوليه است . مقدمه سوم [ در ملائمات و منافراتى كه از ناحيه افعال برحسب جهات خير و شر مترتب بر سعه يا ضيق وجودى انها ناشى مىشود ] در ملائمات و منافراتى كه از ناحيه اين افعال برحسب جهات خير و شر مترتب بر سعه يا ضيق وجودى انها ناشى مىشود ، ملاحظه سنخيت انها با قوه مدركه شرط است ؛ زيرا اگر مدرك از سنخ مدرك باشد ، از ادراك ان مبتهج مىشود و با ان سازگارى مىيابد . مانند افعالى كه موجب خير مىشوند . اگر هم از سنخ ان نباشد ، با ان منافرت پيدا مىكند و از ان بيزار مىشود . مانند شرور . پس سنخيت و بينونت باعث ملائمت و منافرت مىشود . با توجه به اين مقدمات ، انكار حسن و قبح عقلى معنايى ندارد ؛ زيرا حسن و قبح زمانى معنا دارند كه با قوه عاقله منافرت داشته باشند و او از انها احساس غرابت كند يا اينكه با او ملائمت داشته باشند و او از انها شگفتزده