محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

347

رشحات البحار ( فارسى )

برنمىتابد و اثبات مىكند كه وجود در دار تحقق اصيل است . بنابراين او از مقوله جنس نيست . و گرنه در تحصل ، به فصل نيازمند مىشود . از مقوله فصل هم نيست . و گرنه مستلزم جنس مىشود كه با مبدا تركيب مىگردد ( تركيب پديد مىآيد ) . پس از مقوله نوع هم نيست . ( زيرا نوع مركب از جنس و فصل است ) . عرض هم نيست ؛ زيرا در اين صورت معروض خواهد داشت . درحالىكه او ذاتا بر عارض خود مقدم است . به‌علاوه ( اين عارض ) از معروض خود ضعيف‌تر است . خلاصه ، وجود بيشتر ( از ماهيت ) سزاوار تحقق است كه عبارت است از : خداوند متعال . نايره دوم [ وجود خداوند نيز ماهيت دارد ] وجود خداوند نيز ماهيت دارد ؛ مانند ساير ممكنات كه يك زوج تركيبى ( از وجود و ماهيت ) دارند . در راستاى فرونشاندن اين نايره مىگوييم : اگر وجود وى حد و ماهيت داشت ، ناگزير وجودش زائد بر ماهيتش ، و عارض بر ان بود ؛ زيرا جهت عروض يا غير ذات اوست كه مستلزم امكان است كه براهين مربوط به اثبات مبدئيت وى براى هر وجود و موجودى كه در باب فطرت گذشت براى اثبات بطلان ان كافى است . ازاين‌رو ناگزير بايد جهت عروض وى ، ذات او باشد . در اين صورت او يا موجود است يا معدوم . از سوى ديگر فاقد يك شىء نمىتواند معطى ان شىء باشد . ازاين‌رو ناگزير بايد ذات وى موجود باشد ؛ هرچند در اين صورت نيز تحصيل حاصل است . بنابراين يا او با اين وجود عارضى موجود است ، كه دور است ، يا با وجود ديگرى موجود است كه تسلسل پيش مىآيد . حال‌آنكه هر دو ( دور و تسلسل ) باطلند . نايره سوم [ درباره توهم تجسم خداوند متعال ] اين نايره درباره توهم تجسم خداوند متعال ، مكان‌مندى و استقرار وى بر