محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
331
رشحات البحار ( فارسى )
حشمت ، و عشيره ، كامل است ) ، انواع محبت ( زيرا محبت ناشى از كمال است ) ، انواع اختلاف محبت ( زيرا ناشى از اختلاف كمال است ) ، انواع دستمزد صنعتگران ( نظير مهندس ، معمار ، بنا ، كارگر ) ، انواع پاداش و عقاب ، و انواع نظم و نظام موجود در هر بنايى كه به خاطر كمال ان است و واضح است كه اختلال در ان ناشى از نقص است . همه اين موارد ناشى از فطرت التزام به تواضع است . 3 . التزام به عدالت ؛ حتى اگر ظالم باشد : دليل اين امر نيز اين است كه وقتى فرد ( ظالم ) مشاهده كند كه مردم به اداى حقوق وى نمىپردازند و باآنكه اطاعت از وى فرض است و او مطاع است ، از وى اطاعت نمىنمايند ، حس انتقام وى برانگيخته مىشود ! و اگر در حقيقت وجود وى التزام به عدل و استقامت وجود نداشت ، به انتقام نمىپرداخت . و اين امرى واضح است . اين التزامات همان دين فطرى است و كسى فاقد ان نيست . پس چگونه ممكن است گفته شود كه انسان به دين نياز ندارد ؛ درحالىكه وى ذاتا ديندار است ؟ پس از اطلاع از اين موارد ، مىگوييم همه اديان الهى و التزامات آسمانى بيانگر همين دين فطرى هستند . همه كتابهاى آسمانى نيز شرح اين كتاب تكوينى و انبيا شارحان كتاب ذات ما هستند و اگر دراينباره شكى دارى ، به ذات خود رجوع كن تا تطابق موجود ميان ان و حتى قران را دريابى . حالآنكه قران شامل علم همه حقايق ، بيان لزوم خضوع و كيفيت ان ، بيان حدود ، حقوق ، عدالت ، و امر به عدالت است . حتى داستانهاى قران و بيان احوال گذشتگان اعم از نيكان و بدان هم براى بيان ان مقاصد سهگانه است . از اين سير ، حقيقت اين فرموده خداوند متعال روشن مىشود كه : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ « 1 » دين در نزد خدا ، اسلام ( و تسليم بودن در برابر حق ) است . مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ « 2 »
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 19 . ( 2 ) . همان : 85 .