محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
330
رشحات البحار ( فارسى )
و بصره » قرار مىگيرد . تفاوت ميان مرتبه اسلام و ايمان نيز در اين است كه انسان در مقام اول ظهور را مشاهده مىنمايد و با عقل خود بر حق ظاهر استدلال مىكند و در نتيجه با قلب خويش وى را دوست مىدارد ، ولى در مقام دوم ، ظاهر را مىبيند و با قلب خويش به وى عشق مىورزد . با وجه سرّ نيز كه همان سرّ وجودى وى است ، به مجلايى براى تجليات صفاتى تبديل مىشود تا اينكه در اسماى باطن خداوند فانى مىشود و در مرتبه احسان و مقام حق اليقين قرار مىگيرد . با وجه خفى نيز به مجلايى براى تجليات ذاتى و اسماى كليه مطلقه تبديل مىشود و مستوجب فناى ذاتى مىشود و اين ، مقام حق اليقين تام است . با وجه اخفى نيز در تجليات مستغرق مىشود . به طورى كه از فناى خود نيز فانى مىشود و اين ، مقام حق اليقين على الاتم است كه اميدواريم خداوند به ما و همه مؤمنان توفيق دهد [ به اين مرتبه برسيم . ] مقام پنجم : شناخت دين به نظر ما دين عبارت است از التزام به حقايق . كلمه دين نيز از همين ريشه است كه به معنى التزام به اموال و حقوق است . ازاينرو هرگاه به كتاب ذات خود نظر كنيم ، درمىيابيم كه ذات ما به امور خاصى ملتزم است : 1 . التزام به معرفت حقايق ، مبدا و بازگشتگاه ان : به طورى كه به ان عشق مىورزد و اساسا جهل نسبت به يكى از اين حقايق را براى خود نمىپسندد . اين است كه همه انبيا خواستار حكمت بودهاند و فرمودهاند : رب زدني فيك تحيرا از اين گذشته انسان عاشق مطلق علم مىشود ؛ حتى اگر نفعى به وى نرساند . 2 . التزام به خضوع در برابر كامل ؛ يعنى عبوديت : دليل اين امر نيز انواع احترامات فطرى ( مانند احترام حاضر ، احترام منعم ، احترام مقتدر ، احترام كامل ، احترام محبوب ) ، انواع تواضع ( در برابر كسى كه از لحاظ علم ، صنعت ،