محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
324
رشحات البحار ( فارسى )
ان ، است و اين همان اعراض از دنيايى است كه انبيا مد نظر داشتهاند . مقام سوم : اقامه وجه به جانب دين سومين مقام انسان كه آيه فطرت به ان پرداخته ، شناخت دليل وجوب اقامه وجه به جانب دين است . دراينباره بايد گفت : چنانكه پيش از اين بيان شد ، خداوند متعال كشف اين امر را بر عهده فطرت گذاشته است . ازاينرو بايد دانست كه وجود خود دوستى ( خودخواهى ) و كمال ان در فطرت ، كاملا بديهى است . به طورى كه انسان بما هو انسان عاشق خود است . يعنى خودخواه است . تا جايى كه حتى كسى كه خودكشى مىكند ، خودش را صرفا به اين دليل مىكشد كه دوستش دارد ؛ زيرا اين زندگى تاريك را براى خودش نمىپسندد . در نتيجه خود را مىكشد و به همين خاطر عاشق زندگى خود و چيزهايى است كه زندگى وى به عنوان يك انسان با ان سر و سامان مىگيرد . اين موارد نيز چيزى جز كمال علمى و عملى وى نيست . توجه به وضعيت بچه ، اين امر را روشن مىسازد . به اين صورت كه اگر بچه براساس وحى الهى به مكيدن ( سينه مادر ) و فروبردن ( شير ) علم نداشت و اين كار را انجام نمىداد ، امكان نشو و نماى وى در عالم دنيا وجود نداشت . حيات اخروى نيز جز با علم و عمل سر و سامان نمىيابد . چنانكه قران فرموده است : قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ « 1 » مؤمنان رستگار شدند . آنان كه در نمازشان خشوع دارند . ازاينرو هرچه حيات انسان با ان نظام مىيابد ، كمال وى است و هر چيزى كه در سلامتى و ساماندهى حيات وى به عنوان يك انسان مدخليتى ندارد ، كمال وى محسوب نمىشود . به همين خاطر علم قمار و انجام دادن ( عمل ) قمار و علم شطرنج و عمل به ان ( شطرنجبازى ) ، كمال نيستند ؛ زيرا موجب سر و سامان دادن به زندگى انسان ، به عنوان يك انسان نيستند ؛ هرچند
--> ( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) : 1 و 2 .