محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

325

رشحات البحار ( فارسى )

احتمالا زندگى وى را به عنوان يك حيوان جهت‌دهى و ساماندهى مىكند ؛ چرا كه مدار صحت و سر و سامان داشتن زندگى انسان - به عنوان يك انسان - اين است كه مزاحم ساير جهات وى و سر و سامان زندگى ديگرى نباشد . چون انسان ، از آنجا كه انسان است ، اجتماعى و مدنى است . بنابراين صحت حيات وى ، ملازم حيات اجتماعى است . بر اين اساس ، معاملات ربوى و خوردن نارواى مال ، مزاحم حيات اجتماعى است و موارد ديگرى از اين قبيل . به‌علاوه ، كمالى كه حيات انسانى را سر و سامان مىدهد ، برحسب زمان و عوالم اختلاف پيدا مىكند و چه بسا الزام مىكند كه يك لحظه ، يك ساعت ، يك ماه ، يك سال يا ( حتى ) يك عمر ، تصحيح شود . بنابراين برحسب اختلاف تصحيح زمان‌ها ، كمال نيز از لحاظ شدت و ضعف اختلاف پيدا مىكند . گاهى هم زندگى را براساس برخى از عوالم تصحيح مىكند و چه‌بسا تصحيح همه عوالم را ايجاب كند . شكى نيست كه با كمالات دنيوى نظير صنايع ، كشفيات ، و كارهاى مربوط به ان ، حيات دنيوى سر و سامان مىيابد . و درحالىكه در حيات برزخى ، ملكوتى ، جبروتى به اين موارد نيازى نيست ؛ زيرا بديهى است كه عالم برزخ از لحاظ علمى و عملى به صنايعى نظير خياطى ، ساعت‌سازى ، وسايل نقليه ، برق و مواردى مثل انها نياز ندارد . و اين امرى واضح است . خلاصه ، هر كمالى كه دايره سر و سامان دادن به حيات انسانى ، ملك ، برزخ ، ملكوت ، و جبروت را در بر بگيرد ، قوىترين و عظيم‌ترين كمالات است و اگر كمالات را با هم مقايسه نمايى ، خواهى ديد كه ديد سر و سامان‌دهنده به حيات ملكى ، برزخى ، ملكوتى ، و جبروتى است ؛ بر خلاف ساير كمالات ديگر ؛ زيرا اين كمالات خاص عالم ملك هستند ، نه ساير عوالم ؛ و اين امرى واضح است . كمال دينى نيز كه يكى از شعبه‌هاى ان عدالت است ، حيات انسانى را سر و سامان مىدهد ؛ زيرا بديهى است كه اگر وضعيت اجتماعى عادلانه باشد ، كمترين نفعى كه به انسان‌ها مىرسد ، حفظ عمر ، اموال ، اعراض ، و اخلاف انها