محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

295

رشحات البحار ( فارسى )

آيا نديدند كه ما شب را براى آرامش آنها قرار داديم و روز را روشنىبخش ؟ ! در اين امور نشانه‌هاى روشنى است براى كسانى كه ايمان آوردند ( و آماده قبول حقند ) به نظر من ، اين آيه جواب يك سؤال مقدر است . چنان‌كه گفته شود : آيا اين مسئله در مورد ارواح نيز وقوع مىيابد ؛ به طورى كه به دنيا برگردند و چنان‌كه از آيات قبلى برمىآيد ، در عالم ملك ، ظهور يابند ؟ خداوند هم به اين پرسش اين‌گونه پاسخ مىدهد كه در مورد موجبات حيات ملكى اجسام نظير قرار دادن شب براى آرامش و اختصاص دادن روز براى كسب و كار ، اهمال نكرده است ، چگونه درباره رجعت دادن ارواح به منظور رستگارى اهمال مىورزد ؛ به ويژه آنكه ان ارواح هم استعداد رجعت را داشته باشند ، هم خواستار ان باشند . چنان‌كه از مفاد اين آيه برمىآيد كه خداوند متعال فرمود : إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ « 1 » يعنى هر كس به اين صورت به خداوند ايمان داشته باشد كه او يك موجود صرف ( صرف الوجود ) ، عين حيات ، علم ، عشق ، قدرت ، حكمت ، و عطوفت است ، از اينكه او شب و روز را ( براى موارد خاص و مشخص ) آفريده است ، به امور فراوانى استدلال مىكند : نظير رجعت ، قيامت ، به دست آوردن بهشت و سعادت . به اين صورت مؤمن مىگويد خداوند نسبت به استعداد و تقاضاى ارواح گذشتگان آگاه است . از سوى ديگر او غنى ، قادر ، حكيم ، كريم ، و عطوف است و علاوه بر ان ، داراى اراده و خواست است . پس اگر او داراى اراده و خواست است ، اين امر شدنى است . ازاين‌رو ناگزير بايد ان ارواح را به دنيا برگرداند تا با ولايت شخصى ( نه عنوانى ) تكامل يابند . و گرنه ، فقدان يكى از كمالات لازم مىآيد كه محال بازگشت به قيامت ، دستيابى به بهشت و سراى كرامت ، نيز به همين صورت است . پس دراين‌باره بايد تدبر نمود . پس از اطلاع از

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) : 49 .