محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
294
رشحات البحار ( فارسى )
آنها گفتند : ( ما اينها را نمىفهميم ، همين اندازه مىدانيم كه ) شما انسانهايى همانند ما هستيد . و در ادامه همين كارها حجاب و جهل در انها ريشهدار و راسخ مىشود و به صورت اعراض و روگردانى از انان درمىآيد تا جايى كه به انان ايمان نمىآورند و حتى براساس عنوان نيز با انها بيعت نمىكنند ( بيعت عنوانى ) ، و در نتيجه با مشاهده انان و اعراض از شخص انها ( در هنگام حضور ) مستعد تكميل كردن شقاوت خود مىشوند . مطلب چهارم [ درباره اين فرموده خداوند است : « أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ] اين مطلب درباره اين فرموده خداوند است : « أَمَّا ذا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » . اين سؤال از انها درباره گذراندن عمر خود و بازخواست خداوند از انان است كه شما عمر خود را در راه تحصيل علم و معارف صرف نكردهايد . به همين خاطر انان به داشتههاى خود قناعت ورزيدند و در قلمرو جهالت و نادانى توقف نمودند . با اين حال درباره آنچه نسبت به ان جهل داشتند ، حكم صادر كردند . بر اين اساس انان عمر و اعمال خود را تباه كردهاند ، جاهل به حقايق هستند و افرادى هستند كه بر خلاف واقع حكم صادر مىكنند . در نتيجه هرگاه به عالم ملك برگردند و با حجت روبهرو شوند ، و آنچه در نهانشان نهفته است نمايان شود ، « وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ » ؛ زيرا انان به خاطر رسوخ ( جهل ) و ملكه شدن ( ان حجاب ) حقيقت را درك نمىكنند . [ در مورد آيه أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ « 1 » دو مقام قابل بحث است ] آيه سوم خداوند متعال فرموده است : أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ « 1 »
--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) : 86 .