محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

286

رشحات البحار ( فارسى )

ايمان ندارند ، اگر اين امر از روى جهل بسيط باشد ، امكان دارد در هنگام احتضار ، ايمان حاصل كنند و به آخرت عروج ( ارتقا ) يابند . اما كسانى كه براساس جهل مركب به ايشان ايمان نياورند ، نسبت به ايشان كينه داشته باشد و شخص ايشان را انكار مىنمايند ، همچنان‌كه خداوند متعال فرمود : ان النّاس كانوا بآياتنا ، در اين آيه واژه « بِآياتِنا » يعنى نبوت و ولايت ، و كلمه « يوقنون » . يعنى ايمان نمىآورند . در اين صورت با روگردان شدن انان از شخص نبى و ولى ، بدبختى و شقاوت انها كامل مىشود . مطلب پنجم : كيفيت ظهور درباره اين فرموده خداوند است : أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ « 1 » مردم به آيات ما ايمان نمىآورند . كيفيت ظهور ولى بر مردم قبل از مرگ انان ، بر دو قسم است : يا ان شخص داراى آينه‌اى نمايانگر و قلبى صاف است و ولى را مطابق آنچه در آينه‌اش هست مىبيند و با وى بيعت مىكند و به وى ايمان مىآورد . همچنين اگر به او با عنوان خاصى اعتقاد داشته باشد ، عنوان وى را مشاهده مىكند و با شخص وى بيعت مىكند . اما كسى كه به ولى معتقد نيست ، ( خود اين طيف دو دسته‌اند : ) يا قاصر ساده‌اى است كه در حق ولى كوتاهى و تقصيرى روان نداشته است و در ضمن از رذايل پاك و پيراسته است ، كه لا محاله او را به صورت نورانيت مشاهده مىكند ، به وى ايمان مىآورد و پس از ان به سوى سراى نيكبختى مىرود ، يا علاوه بر اينكه به ولى معتقد نيست ، در حق وى نيز كوتاهى به خرج مىدهد يا منكر او است . در نتيجه چنين فردى آينه‌اى ندارد تا او را در آينه‌اى ندارد تا او را در آينه قلب خود ببيند . ازاين‌رو ناگزير خود را در آينه ولى مىبيند . تو از آنجايى كه صورت و فعل وى به خاطر اعمال

--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) : 82 .