محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

287

رشحات البحار ( فارسى )

ناشايست ، اخلاق ناروا ، عقايد فاسد ، و انكار شرايع زشت و منكر شده است ؛ آنچه در آينه مىبيند ، با ولى اشتباه مىگيرد و به وى كينه مىورزد و در نتيجه به سراى شقاوت مىرود . بر اين اساس حقيقت عصاى موسى ( ع ) روشن مىشود . چون اين عصا با تجلى بر مؤمن ، اب ولايت را از قلب وى به جريان مىاندازد و نور توحيد را از پيشانيش مىتاباند . ولى كافر ، از آنجايى كه قلبى ندارد ، اين عصار بر قلب وى مهر مىزند . در نتيجه هيچ نورى براى وى نمىماند و درست مانند شيطانى مىشود كه با انگشترى سليمان بسته شده است و در نتيجه بدبختى و شقاوت وى نمايان مىگردد . مطلب ششم : راز بيعت با أوليا اين مطلب درباره راز بيعت با انها است و چند مقدمه دارد : مقدمه يكم مسلما كمال انسان براساس مقتضاى فطرت وى ، به دين است . و كمال دين نيز چه از حيث تعلق ، اعتقاد ، تخلق ، و شهود و چه يا از حيث تحقق و وجود ، به ولايت است . زيرا اولين مقام از مقامات دين ، شناخت حق تعالى با « هل بسيط » است . كمال شناخت وى نيز تصديق عناوين كلى و « هل مركب » منطبق بر او است . مانند وقتى كه مىگوييم : هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ « 1 » او خدايى است كه معبودى جز او نيست ، داناى آشكار و نهان است ، و او رحمان و رحيم است . او خدايى است كه معبودى جز او نيست ، حام و

--> ( 1 ) . حشر ( 59 ) : 22 .