محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
283
رشحات البحار ( فارسى )
خداوند متعال در سوره نمل فرموده است : وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ « 1 » و هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد جنبندهاى را از زمين براى آنها خارج مىكنيم كه با آنان تكلم مىكند كه مردم به آيات ما ايمانه نمىآورند . در اين آيه چند مطلب ، قابل بحث است : [ در آيه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ « 1 » چند مطلب ، قابل بحث است ] مطلب يكم : قول خداوند قول نيز مانند كلام ، به معناى اسمى ان عبارت است از ظهور آنچه در غيب نهان است . اين است كه گفته مىشود : ان الكلام لفي الفؤاد و انما * جعل اللسان على الفؤاد دليلا « 2 » اصل كلام در قلب است . با اين حال زبان به عنوان راهنماى قلب تعيين شده است . پس « قول » خداوند ، ظهور و مشيت او است و « قول حق » او ظهور ثابت وى است . به طورى كه مىتوان گفت كه خداوند عبارت است از ظهور اسما و صفات خويش چنانكه گفته شد عين ذات او هستند . پس خداوند تعالى واجب است و مشيت و قول وى حق ثابت هستند .
--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) : 82 . ( 2 ) . متشابه القرآن ، ج 2 ، ص 132 .