محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
284
رشحات البحار ( فارسى )
درست است كه قول خداوند متعال دو « اضافه » وجود دارد : يكى اضافه اشراقى به خداوند است كه هيچ حكمى ندارد ؛ زيرا عين ربط به خداوند است و همه احكام مربوط به ان متعلق به خداوند است . ديگرى ، اضافه قول به تعينات است كه بر اين اساس درست است كه ( در ترجمه آيه ) گفته شود : « چون قول پروردگار بر ايشان واقع شود » . بنابراين واقع شدن قول بر انان ، عبارت است از تعلق مشيت به اظهار سعادت و شقاوت موجود در غيب جان انان . مطلب دوم : أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ بايد دانست كه اين اخراج به صورت انشاى دفعى نيست ؛ زيرا ظاهر است كه اين كلمه ( اخراج ) درباره امرى است كه در وجود سابقه دارد . تكوين تدريجى هم نيست ؛ زيرا منظور از ان ، ( اخراج ) بيرون آوردن از زمين نيست . چون خداوند متعال نفرموده است : اخرجنا من الارض دابه . بنابراين كلمه « ارض » قيد « اخراج » نيست ، بلكه قيد « دابه » است . بهعلاوه ، دابه متعلق اخراج ، ارواح سابق بر عالم طبيعت نيست ؛ زيرا انها از زمين نيستند . همچنين روح موجود در عالم ملك هم نيست ؛ زيرا « اخراج » بر اين وجه نيز صدق نمىكند . پس ناگزير بايد مراد از ان ، ارواح صاعده باشد ؛ چون « دابه من الارض » بودن بر ان صدق مىكند ؛ زيرا جسمانيه الحدوث است ، سپس صعود كرده است و از باطن اين عالم ، يعنى برزخ ، به ظاهر ان ، يعنى ملك آورده شده است . مطلب سوم : دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ؛ صفت نفس است انگار گفته شود ، جنبندهاى كه از زمين خارج مىشود ، نفس جنبندهاى است كه از زمين ناشى شده است ، مدرك است ، و با اراده حركت مىكند . پس مىتوان گفت كه نفس فعال كاملى است كه از اين عالم صعود كرده است و مىتواند خود را بر اهل ملك اظهار نمايد . به طورى كه انان مىتوانند با حس