محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

264

رشحات البحار ( فارسى )

مراتب خاص اهل خود ، يعنى همان اهل الذكرى است كه به پرسش از انان امر شده‌ايم . « 1 » با اين همه راه معمول يادگيرى قران ، گوش فرادادن به صداى نازل شده علم ( قران ) با حس شنوايى ( گوش ) و مشاهده كردن نقش و نوشته ان با حس بينايى ( چشم ) است . بديهى است كه صداى علم ( قران ) هرگاه از علما صادر شود ، هر كسى ان را بشنود ، صداى شنيده شده از عالم ملك بيرون مىرود و به عالم برزخ خود مىرود كه همان حس مشترك ان است . پس از ان به ملكوت خيال و عالم مثال و حافظه‌اش مىرود . سپس به ملكوت و همش مىرود تا معناى ان را درك كند . بعد از ان به جبروت عقلش مىرود . نوشته ديدنى ( يا حالت مكتوب ان ) نيز به همين صورت است . بدين ترتيب روشن مىشود كه اوج لطف خداوند متعال افاضه علم قران از طريق نزول ان است و اوج كمال بشر ، يادگيرى ان و اتحاد با ان از طريق عروج از مقام صوت يا نوشته به مقام عقل است . مطلب هفتم : حفظ كردن قران نازل شده خداوند متعال دراين‌باره با امتنان بر بندگان ، وعده داده و فرموده است : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « 2 » ما قرآن را نازل كرديم ، و ما به‌طور قطع نگهدار آنيم . دراين‌باره بايد گفت حفظ كردن ( علم ) نازل شده از مرتبه ذات مقدس به منزل مشيت و به همين ترتيب ساير منازل تا اينكه به عالم ملك برسد ، هيچ اشكالى ندارد ؛ زيرا ان ( علم ) نازل شده ( قران ) در هر عالمى عين ان عالم است . ازاين‌رو منظور از حفظ ان ، حفظ قران عينى يا حقيقت قران نيست و اين امرى واضح است . به همين دليل در اين كار منتى بر بندگان نيست .

--> ( 1 ) . اشاره به الانبياء ( 21 ) : 7 و النحل ( 16 ) : 43 . ( 2 ) . حجر ( 15 ) : 9 .