محمد على شاه آبادى

87

شذرات المعارف ( فارسى )

17 . معرفه : العجب كل العجب ! مسلمين كه خود را محتاج به دو علم و دو عمل مىدانند در آبادى ملك و ملكوت ، چه شده كه خود را مصداق « خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ » نموده‌اند و زندگانى اساسى خود را از دست داده و از خواب غفلت بيدار نمىشوند كه فكرى براى زندگانى واپسين نمايند و البته اشخاص محتاج بىاساس ، روز به روز قبايح اعمال و فساد اخلاق آنها در تزايد خواهد بود : « نعوذ باللّه » « 1 »

--> بنابراين زمانى شخص در ملكوت از لذات بهره مىبرد كه در دنيا از گناهان دورى كند و ذائقه و اشتهاى بهره‌گيرى از مواهب و لذات را براى خويش محفوظ نگاه دارد ؛ ازاين‌رو مىفرمايند : امر زندگانى در عالم آخرت بدون اين دو منظم نخواهد شد . ( 1 ) . پس از آنكه راه رسيدن به سعادت دنيا و آخرت را درباره انسان بيان فرمودند ، اكنون مىفرمايند : جاى بسى شگفتى است كه مسلمانان ، يعنى آنان كه خود را پيرو دستورهاى خدا و پيامبرش مىدانند و قرآن را راهنماى سعادت خويش مىشمارند ، با آنكه به اين حقيقت آگاهند و مىدانند كه در رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بايد از علم و عمل بهره گيرند و به كاربرد هريك از اين دو آگاهند ، چگونه ممكن است مصداق آيه شريفه « خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ » قرار گيرند ؛ يعنى در زندگانى دنيا چنان گرفتار سيه‌روزى و بدبختى و ريزه‌خوار بيگانگان و بيچاره دست زورمندان باشند كه خود را فراموش كرده و زندگانى شرافتمندانه خود را از كف دهند و از سويى چنان در خواب غفلت فروروند كه مجالى براى انديشه روز بازپسين و زندگانى در جهان ابدى پيدا نكنند . مسلم است افرادى كه زندگى آنان بر پايه محكمى استوار نيست ، هر روز بدبختى آنان افزوده و اعمال زشت و اخلاق ناپسند سبب سقوط آنان در دره نابودى مىشود ؛ زيرا آن كس كه به مصالح خويش نينديشد ، ديرى نمىگذرد كه در منجلاب فساد و بدبختى به نابودى كشيده خواهد شد . « نعوذ باللّه من شرور انفسنا » . يكى بر سر شاخ بن مىبريد * خداوند بستان نظر كرد و ديد بگفتا كه اين مرد بد مىكند * نه بر كس كه بر نفس خود مىكند بوستان سعدى