محمد على شاه آبادى
74
شذرات المعارف ( فارسى )
8 . معرفه : از تصدير آيه شريفه به قوله تعالى : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » و تذييل آن به قوله تعالى : « وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ » * چنين استفاده مىشود كه خداوند عالم قرآن مجيد را كه حبل اللّه است ، از عرش الرحمن نازل فرموده بر عرش اخوت انسان ، تا فهميده شود كه مستقر قرآن و نواميس الهيه ، جامعه اخوت مسلمين است ؛ البته نمىتوان قرآن عظيم را به انفراد نگهدارى نمود ؛ بلكه بايد به ايادى متحده جامعه اخوت
--> با يكديگر ارتباط داشته و انسى برادرانه و صميمانه در ميان باشد ؛ هرچند از يك پدر و مادر نباشند . بنابراين حقيقت برادرى ، همدلى و توافق روحى عميق است . حال براى اينكه بدانيم چگونه مىتوان دريافت كه چنين حقيقتى در ميان افراد تحقق يافته است ، ايشان مىفرمايند : از اخبار به دست مىآيد چنانچه رشته برادرى مستحكم باشد ، دو نوع اثر بر آن مترتب مىشود : يكى اثر ظاهرى است كه از اين فرمايش استفاده مىشود : ( لا يسلمك عند النّكبات ) ( كلينى : كافى ، ج 2 ، ص 639 ) برادر تو آن كسى است كه تو را به هنگام گرفتارى و مشكلات رها نكند و تنها نگذارد . زيرا كسانى كه تنها در روزگار خوشى و شادمانى اظهار دوستى و همدلى كنند ، مانند مگسان دور شيرينى هستند و بهترين افراد در مقام دوستى و برادرى آنانند كه به هنگام گرفتارى و سختىهاى زندگى در كنار انسان قرار گيرند و به يارىاش شتابند و به همت خويش گرهگشاى مشكلات باشند ؛ چنانكه گفتهاند : دوست آن باشد كه گيرد دست دوست * در پريشان حالى و درماندگى گلستان سعدى يكى ديگر از آثار آن ، جنبه باطنى آن است كه از اين فرموده استفاده مىشود : أن يحب له ما يحب لنفسه و يكره له ما يكره لنفسه ( مشكاة الانوار ، ص 76 ) برادر كسى است كه براى برادرش آن را بپسندد كه براى خويش مىپسندد و براى او آن را نپسندد كه براى خود آن را نمىپسندد . زيرا معناى برادرى كه همان همدلى و پيوند قلبى است ، زمانى تحقق مىيابد كه آثار ظاهرى و معنوى آن در موارد مختلف آشكار شود ؛ بنابراين وقتى مىتوان گفت گروه يا جمعيتى متشكل و منسجم است كه در ميان آنان رشته برادرى بهمعناى واقعى آن وجود داشته باشد .