محمد على شاه آبادى
26
شذرات المعارف ( فارسى )
در اين موقع مشاهده مىشود كه جمعى از متدينين در محافل و مجالس ، اظهار دردمندى و تأسف بر اسلام مىنمايند ؛ ولى غافل از اينكه درد را بايد معالجه نمود و مذاكره مرض و تعداد آن ، معالجه درد نخواهد بود و چون راه اصلاح بعد از دانستن سبب مرض است ، پس اگر نظر عميقانه فرمايى ، مىيابى كه اسباب ممرضه چند چيز است . « 1 » اگر عميقانه نظر فرمايى ، مىيابى كه اسباب ممرضه چند چيز است و چنانچه در جستوجوى عوامل آن برآيى ، خواهى دانست كه علل پيدايش
--> ناشايست كه از نشانههاى اين بيمارى خانمانسوز است ، جايگزين پاكدلى و انديشههاى والاى انسانى و الهى شده است و اعمال خير و خدمات خداپسندانه در چشمانداز زندگى جامعه مشاهده نمىشود . حال با اين توصيف ، چگونه مىتوان از چنين جامعهاى اسلامى بودن را انتظار داشت و آن را به نام اسلام خواند . اين چهره نازيبا از جامعه نشان مىدهد كه بيمارىها در حال گسترش است و جامعه به سوى نابودى گام برمىدارد و با اشاعه فحشا و محرمات الهى ديرى نخواهد كشيد كه نام اسلام مانند رسمش از جامعه زدوده مىشود . ( 1 ) . ايشان پس از آنكه گوشهاى از وضع نامطلوب جامعه را ارائه مىدهد ، از آنجا كه بقايايى از روحيه سلامت اسلامى و ايمان هنوز در گوشه و كنار جامعه مشاهده مىشود ، مىفرمايد در چنين شرايطى كه جامعه به سوى انحطاط اخلاقى و انحراف از دستورهاى شفابخش قرآن حركت مىكرد ، جمعى از متدينان كه نور ايمان در دل آنان پرتوافكن بود ، با مشاهده چنين وضعى احساس كردند كه در سراشيب سقوط قرار گرفتهاند ؛ ازاينرو اظهار دردمندى كرده و بر روزگار نامساعد اسلام و فساد جامعه تأسف خوردند و در گردهمايىها درباره آن به گفتوگو نشستند ؛ غافل از آنكه بحث درباره بيمارى يا بيمارىها ، درمان آن نخواهد بود ، بلكه درمان بيمارى با مراجعه به طبيب دردشناس و به كار بردن داروى شفابخش ميسر مىشود و بازگو كردن دردها تغييرى در وضع بيمار نمىدهد . بنابراين همان گونه كه يك پزشك براى درمان بيمارش عوامل بيمارى را جستوجو و پس از تحقيق ، ريشه بروز آن را كشف مىكند و درصدد درمان آن با داروهاى شفابخش برمىآيد ، بايد ديد چه عواملى سبب پيدايش اين بيمارىها در جامعه اسلامى ما بوده است تا با به دست آوردن اساس و علت آن ، به معالجه و درمان آن اقدام كرد ؛ ازاينرو مىفرمايد :