محمد ابراهيم سبزوارى
97
شرح گلشن راز ( فارسى )
رياضى ، مطلقا چه در تكميل اصول دين و چه در فروع دين « 1 » بايد تصفيه قلب نمود كه مستند به تأييد من عند اللّه باشد ، و إلّا فى الواقع تقليد و ظنّ است نه علم ، و : « الظنّ لا يغنى من الحق شيئا » . ره دور و دراز است اين رها كن * چو موسى يك زمان ترك عصا كن يعنى ترك وجود مضاف به خود نموده ، از خود ، خودى را مسلوب نما ، و مصدق حديث : « موتوا قبل ان تموتوا » شو ، و به قدم معرفت پاى در وادى ايمن اعلا كه مقام عقول كلّيّه و ملائكهى مجرده « 2 » است ، بگذار ، كه آنجا مقام نداى : « يا موسى فاخلع نعليك انّك بالواد المقدس طوى » است . هستى را كه از خود مسلوب نمودى ، گويا از تمام اشياء مسلوب كردهاى ؛ به جهت آنكه تمام اشياء امثالاند و با هم كمال اتّحاد را دارند ، و حكم احد المتّحدين حكم الآخر و « فيما يجوز و فيما لا يجوز » واحد است . كما قيل : « هستى خود را چو از خود باختى * هستى كل را شكست انداختى » آن وقت هر فعل و صفت و هر صوت و صدا « 3 » كه از ممكنات صادر مىشود از او صادر است . مرحوم جامى « 4 » مىفرمايد : « او شد ز ميان همى خدا ماند خدا * الفقر اذا تمّ هو اللّه اين است » اما از صدايى كه گفتيم نروى به هواى خارج از باطن كه از تموّج هوا حادث مىشود ، چه ، او صورت غير قارّ است ؛ بلكه وجودات تمام چون
--> ( 1 ) . پا : ( دينى ) را ندارد . ( 2 ) . شا : ( و ملائكه مجرده ) را ندارد . ( 3 ) . پا : هر صوت و هر صدا ( 4 ) . شا : ( مرحوم جامى ) را ندارد .