محمد ابراهيم سبزوارى
96
شرح گلشن راز ( فارسى )
يعنى فكر بعضى مىرود به سوى حدوث عالم و بعضى به قدم عالم ؛ و لا محال ، يكى از اين دو فكر خطاست ، و الا اجتماع النقيضين مىشود ، و اجتماع نقيضين باطل است . پس در حفظ افكار محتاجند به قوانين كليه ، كه مراعات آن باعث بر تصويب افكار « 1 » و آرا « 2 » است ، و او نيست مگر منطق ، فهو المطلوب . پس صواب و فساد افكار ، به قواعد علم منطق - كه ميزان است - امتياز داده مىشود كه مطابق نمايى به يكى از اشكال اربعهى او كه حد وسط را محمول در صغرى و موضوع در كبرى ، شكل اول ؛ و بالعكس شكل ثانى ، و محمول در هر دو شكل ثالث ، و موضوع در هر دو شكل رابع است . دگرباره ورا چون نيست تأييد * هرآينه كه باشد محض تقليد منظور اين « 3 » است كه در اصول عقايد ، اعتقاد « 4 » لازم است يا تأييد من عند اللّه ؛ چنانكه در انبيا و اوليا - عليهم السلام - است . و چون مؤيدين من عند اللّه كماند ، لهذا حكما و علما « 5 » از جهت « 6 » تكميل دو بال انسان كه عقل نظرى و عقل عملى باشد ، علومى تدوين نمودهاند كه باعث ازدياد ايمان شده ، تا « 7 » « الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ . . . » اى يوقنون حاصل شود . چرا كه تقليد در اصول عقايد « 8 » باطل است ؛ « اوّل الدين معرفة الجبّار » . مقصود ايشان آن است كه در كلّ علوم جزئيّه و كليهى طبيعى و الهى و
--> - ( منطق از خطاى در فكر كه مسمى به علم قانون است ) . ( 1 ) . شا : ( افكار و ) را ندارد . ( 2 ) . پا : ادا ( 3 ) . شا : آن ( 4 ) . پا : برهان ( 5 ) . شا : ( لهذا حكما و علما ) را ندارد . ( 6 ) . پا : جهد ( 7 ) . شا : شود كه ( 8 ) . شا : در آنها