محمد ابراهيم سبزوارى

91

شرح گلشن راز ( فارسى )

[ شراب عارفانه ] شراب و شمع و شاهد را عيان كرد بدان كه مراد از شراب در كلام عرفا ، مى عشق و محبت « 1 » است كه هيچ صاحب جرأتى طاقت آشاميدن دو جرعه‌ى او ندارد . كما فى القرآن : « وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً » . و چون اين شراب طهور « 2 » حقيقت و ظلش در دنيا نار محبّت و عشق ، و موردش قلب است ، حق تعالى مىفرمايد : « نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ » . بارى يك جرعه‌ى او كافى است كه تو را از خودى خود خلاص نمايد و از عالم رنگ تو را به مقام بىرنگى رساند و احتياج تو را مبدّل به غناى مطلق گرداند « 3 » ، همچنان‌كه وجود مقيدت را مطلق مىكند . [ شيخ ] بهايى - رحمة اللّه عليه - [ مىسرايد ] : « ساقيا بده جامى ز آن شراب روحانى * تا دمى بياسايم زين حجاب جسمانى » آيا نشنيده‌اى و در قرآن مجيد نخوانده‌اى سرگذشت اصحاب كهف را ، كه در نوشيدن مى عشق از جام بلا به مقتضاى « النوم اخ الموت » مدت مديدى و عهد بعيدى از خود بلكه از تمام « 4 » ما سوى اللّه فراموشى داشتند « 5 » ، و در انتباه ، هنوز از اثر سكر ، « لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ » گفتند ؟ كلام عارفى است : « تو او نشوى ولى اگر جهد كنى * جايى برسى كز تو تويى برخيزد » « 6 »

--> ( 1 ) . شا : محبت را ندارد . ( 2 ) . شا : ( طهور ) را ندارد . ( 3 ) . شا : نمايد ( 4 ) . شا : ( تمام ) را ندارد . ( 5 ) . شا : داشته ( 6 ) . شا : ( كلام عارفى . . . برخيزد ) را ندارد .