محمد ابراهيم سبزوارى
85
شرح گلشن راز ( فارسى )
انفعالى « اوجد فعلم » . و باز علمش تفصيلى « 1 » است نه اجمالى . به جهت آن « 2 » كه تفصيلى علم به اشياء است على ما هى عليه ، مثل علم به انسان « 3 » بانّه حيوان ناطق « 4 » . و اجمالى علم به انسان است « 5 » بانّه ماش . « 6 » يا علم به تمام عالم بأنّه ممكن . و البته علم بالكنه اشرف است از علم به عارضى از عوارض « 7 » . و انسان كامل چون مثال اللّه است ، تمام مراتب علم را داراست ؛ اما علم حضورى او چون علم خودش به خودش يا به مقوم خودش ، و حصولى مثل علمش « 8 » به اشياء خارجيه كه صور مرتسمه است . و نيز علمش فعلى است به جهت آنكه به محض تعقّل صورتى مىكند در قوّهى خياليه موجود مىسازد او را . على الجمله علمى كه مختص به باقى موجودات است علم بسيط است ، و تعريف او آن است كه بداند و نداند كه بداند ؛ چنانكه علم تركيبى - كه مركب از دو علم است - آن است كه بداند و بداند كه مىداند ، و مقابل آن جهل بسيط است و جهل تركيبى . كما قيل : « آن كس كه نداند و نداند كه نداند * در جهل مركب ابدالدّهر بماند » و از باب عموميّت علم است در اشياء كه تمام به حسب لسان حال عبادت حق تعالى نمايند . كما قال تعالى « 9 » : « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ، چه « 10 » ، معلوم است كه عبادت فرع شعور
--> ( 1 ) . شا : تفصيلى ( 2 ) . شا : اين ( 3 ) . شا : انسانى ( 4 ) . پا : حيوان الناطق ( 5 ) . پا : ( است ) را ندارد . ( 6 ) . پا : ماشن ( 7 ) . پا : عوارضات ( 8 ) . پا : علم خودش ( 9 ) . شا : بهجاى جملهى ( و از باب . . . تعالى ) عبارت ( از اينجا است كه تمام اشياء عابدند كه ) را آورده است . ( 10 ) . شا : و