محمد ابراهيم سبزوارى
83
شرح گلشن راز ( فارسى )
روا باشد انا الحق از درختى * چرا نبود روا از نيكبختى چنانكه « 1 » رسيده است از اخبار : « القلب بحر و اللّسان ساحل فاذا تموّج البحر لم يلق « 2 » الى السّاحل إلّا ما فى البحر » . يكى از قرب و بعد سير زورق مطابق قول عارفى [ - جامى ] : « تا به تيغ فرقتم ببريدهاند * از نفيرم مرد و زن ناليدهاند كيست ، مرد ، اسماء خلّاق « 3 » ودود * كه پديد آمد در اطوار وجود كيست زن ، اعيان جمله ممكنات * منفعل گشته از اسماء و « 4 » صفات » يكى را علم ظاهر گشت حاصل اوّل بايد دانست كه علم منقسم مىشود به شش قسم « 5 » : حضورى و حصولى « 6 » ، فعلى و انفعالى ، اجمالى و تفصيلى . معلوم هم بر دو قسم است : معلوم بالذات و معلوم بالعرض . بعد ثابت مىنماييم كه حق عالم است ، و علمش منحصر « 7 » و مختص به كدام يك از اين علوم مذكوره است ؟ و علمى كه مختص در انسان است كدام ؟ و علمى كه مختص در باقى موجودات
--> ( 1 ) . شا : چنانچه ( 2 ) . پا : يلقى ( 3 ) . شا : اللّه ( 4 ) . شا : ( و ) را ندارد . ( 5 ) . شا : منقسم به شش قسم است . ( 6 ) . پا : ( و ) را ندارد . ( 7 ) . پا : منحصر است .