محمد ابراهيم سبزوارى

68

شرح گلشن راز ( فارسى )

و به جهت بدن طبيعى و امكانش داراى عالم ناسوت است ، كه « أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » اشاره به دو است . و از كلمات جامى است « 1 » : « آدمى چيست برزخى جامع * صورت خلق و حق در او واقع ظاهرش خشك‌لب به ساحل فرق * باطنش در محيط وحدت غرق » اين بود ثبوت قوس نزول از جهت آن وجود مباركه . امّا در اثبات دارايى او ( ص ) قوس صعود را به مقتضاى « أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ » ، بدان كه حضرت ختمى و نبى امّى ، به حسب بدن داراى قوس صعود است ، چه آن نور همچنان‌كه به ترتيب نازل گرديد ، يعنى از عقل ، طالع و در بسايط عالم عناصر ، غارب شد ، همچنين اين نور به ترتيب صاعد است به جناب حق تعالى - كه اوّل الأوائل و مبدأ المبادى است . پس بدن آن حضرت چون از عناصر اربعه فراهم آمده بود ، اگر عناصر هريكى دون ديگرى ، و به‌طور تنهايى ، و لا به‌شرط ملاحظه شود ، نه به‌شرط تركّب و امتزاج ، داراى عالم بسايط است . و اگر به طريق امتزاج و مجرّد قابل للابعاد الثّلاثة اعنى عرض و طول و عمق ملاحظه شود « 2 » ، داراى عالم « 3 » مركّبات معدنيه است ، و تعريف آنها « 4 » بر او صادق است . و به‌واسطه‌ى دارايى او جميع قواى نباتيّه را از ناميّه و جاذبه و دافعه و ماسكه و هاضمه و مصوّره عالم نبات را داراست ، و به جهت احساس و حركت بالاراده‌اش ، عالم حيوان را داراست . و چون در آن حقيقت ، كمال قوه‌ى عقل نظرى و عقل عملى شده است ، مقام انسانيّت را در اعلى

--> ( 1 ) . شا : ( و از . . . است ) را ندارد . ( 2 ) . شا : شوند ( 3 ) . شا : ( عالم ) را ندارد . ( 4 ) . شا : اين‌ها