محمد ابراهيم سبزوارى

126

شرح گلشن راز ( فارسى )

بالجمله ملايكه سوائيت با مبدأ المبادى ندارند ، « هو هو بوجه ، و غيره بوجه » . با وجود اين تقرب مىفرمايد : نگنجد در مقام لى مع اللّه اشاره دارد به حديث نبوى كه پيامبر ( ص ) فرمود : « لى مع الله وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل » ، كه مقام انسان كامل محمّدى است و مقام سير و سرّ و معراج و راز اوست . و حقيقت محمّديه ، شمس است و باقى قمر ؛ و قمر « 1 » هرگز در مرتبه‌ى شمس نيست ، چه ، شمس معدن و منبع نور است و قمر به قدر ذره‌اى از خود نور ندارد ، بلكه جسم صيقلى است كه در نزد مقابل شدنش با شمس كه مستخلف [ است ] و قمر خليفه و تالى اوست - كما اشار « 2 » اليه تعالى : « وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها » ، اى تبعها فى الضياء - كسب نور مىكند ، و در نزد اجتماعشان ، در يك سمت رائى در محاق « 3 » قمر عارى و برى از نور است . و او [ انسان كامل يا حقيقت محمديّه ] ظل اللّه است و باقى تمام اظلال او . و او امر اللّه است به مفاد « وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ » و باقى تمام اجزاى او . او مطيع حق و باقى تمام در اطاعت او . از اينجاست كه فرموده‌اند : « يكى از جمله خصايص پيغمبر است كه اطاعت نمايد او را مادّه‌ى كائنات ، چنان‌كه اطاعت مىنمايد ماده‌ى بدن از جهت نفس نطقيه‌ى قدسيه‌ى الهيّه » . از اين مقام است كه مرحوم صدر المتألهين [ حاج ملا هادى سبزوارى ] در وصف حقيقت ختميّه فرموده است : « عالم صفت حسن سراپاى من است * افلاك و عناصر همه اعضاى من است در حيرتم از نظم عجيبى كه مراست

--> ( 1 ) . دا : ( و قمر ) را ندارد . ( 2 ) . شا : اشار ( 3 ) . پا : ( در محاق ) را ندارد .