محمد ابراهيم سبزوارى

127

شرح گلشن راز ( فارسى )

آغاز و سرانجام همه پاى من است » بود نور خرد در نور انور يعنى انوار قاهره - كه عقول باشند - نسبت به نور الانوار مثل نور بصر است با نور شمس كه بر هر دو نوريّت صادق است ؛ امّا فرق بين دو نور در شدّت و ضعف ، مثل فرق آسمان و ريسمان است ، هر چند با هم جناس لفظى « 1 » دارند . مثنوى : « آن يكى شير است كآدم مىخورد * وان يكى شير است كآدم مىخورد « 2 » » از اينجا است كه خود مىفرمايد : بسان چشم سر در چشمه‌ى خور يعنى هر فرق و امتياز كه بين نور بصر و نور شمس است در شدّت و ضعف نوريّت - با آنكه در صنف اعمّ كه قدر مشترك بين نورين است شريك‌اند - به أشدّ مراتب بين انوار عقول مجرّده و بين حضرت « يا نور كلّ نور » است . [ وحدت وجود : ] چو مبصر با بصر نزديك گردد * بصر ز ادراك او تاريك گردد چنان‌كه گذشت « 3 » : « الشىء اذا جاوز حدّه انعكس ضدّه » ، منظور آن است كه نور الانوار از غلبه‌ى ظهور مخفى شده ، « يا من هو اختفى لفرط نوره و شدّة ظهوره » . كما اينكه از غايت قرب ، بعيد [ مىنمايد ] . كما قيل « 4 » :

--> ( 1 ) . پا : ( لفظى ) را ندارد . ( 2 ) . پا : مىدرد ( 3 ) . شا : ( چنان‌كه گذشت ) را ندارد . ( 4 ) . شا : ( كما . . . قيل ) را ندارد .