محمد ابراهيم سبزوارى

122

شرح گلشن راز ( فارسى )

اثنينيّت لازم مىآيد . از اينجا است كه فرمايد : همه عالم به نور اوست پيدا * كجا او گردد از عالم هويدا ؟ قوله : نگنجد نور ذات اندر مظاهر « تو بزرگى و در آيينه‌ى كوچك ننمايى » بعد بدان كه مظاهر دوگونه است : اوّل ظهور در اسماء و صفات كه از مرتبه‌ى احديّت به سوى واحديّت كه « جاءت الكثرة كم شئت » ، ولى به حسب مفهوم ، نه به حسب حقيقت - كه مفاهيم صفات مظاهر و مجالى ذات احديّت‌اند - چرا كه ظهور ذات اولا از آن مرتبه‌ى اعلى « 1 » در آنهاست . دوم ظهور فعلى كه عبارت از ظهور اوست در ماهيات و اعيان ثابته‌ى اين عالم از عقل اول كه صادر اول است تا صادر اخير كه هيولى « 2 » است - به طريق الأشرف فالأشرف - تمام مظاهر او هستند . و ذات او را گنجايش مظاهر نيست به جهت آنكه پيش گذشت كه صرف وجود است ، كه احاطه به كل وجودات دارد ، و ثانى و موضوع و مكان از جهت صرف شىء متصوّر « 3 » نمىشود ؛ به علت آنكه لازم مىآيد « 4 » مخصوص و معيّن و محدود شود . حديث شريف مولى الموحّدين على - عليه السّلام - : « من وصفه فقد قرنه و من قرنه فقد ثنّاه و من ثنّاه فقد جزّاه و من جزّاه فقد جهله و من قال فيم فقد ضمّنه و من قال علام فقد اخلا منه » . كه سُبحاتِ جلالش هست قاهر اشاره به خطبه‌ى على - عليه السّلام - است در نزد سؤال كردن كميل از

--> ( 1 ) . پا : اعلا ( 2 ) . شا : هيولا ( 3 ) . شا : متصور ( 4 ) . شا : آيد