محمد ابراهيم سبزوارى

123

شرح گلشن راز ( فارسى )

تعريف حقيقت كه : « ما الحقيقة » ؟ در جواب فرمودند : « 1 » « الحقيقة نور يشرق من صبح الازل فيلوح على هياكل التّوحيد آثاره » . و در [ پاسخ سخن كميل كه گفت : ] « زدنى بيانا » فرمودند : « الحقيقة كشف سبعات الجلال من غير الاشارة » . باز در جواب « زدنى بيانا » ، فرمودند : « محو الموهوم و صحو المعلوم » « 2 » ؛ كه « اطفأ السّراج فقد طلع الصّبح » . امر آن حضرت به خاموشى چراغ و طلوع صبح ، ايماء به آن است كه تفتيش و اصرار خود را در باب سؤال از تحقيق حقيقت كوتاه نما ، به‌واسطه‌ى آنكه اگر مهيا و مستعد از براى فهميدن حقيقت بودى كه « فقد طلع صبح مقصودك من افق البيان » ، يعنى در اين كلمات و جوابات از او چيزى فروگذاشته « 3 » نشده است فى الواقع ، ولى درك او از براى نفوس ناقصه دشوار است . كما ورد عنهم - عليهم السّلام - : « انّ احاديثنا صعب مستصعب لا يحتمله إلّا ملك مقرب او نبىّ مرسل او عبدا امتحن اللّه قلبه للايمان » . قوله [ كه سبحات جلالش هست ] قاهر [ اشاره دارد به آيه‌ى قرآنى ] : « هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ » ، و تمام [ موجودات ] مقهور و ممحوق او . رها كن عقل را با حق همىباش منظور آن است كه در مقام احديت كه سير سالك به انتها مىرسد ، آنجا ، عقل كل كمتر از ذره‌اى « 4 » است ؛ چه ، آنجا مقام فناست ، و عقل مناقض « 5 » است با سكر . از اين جهت « 6 » عارفى فرموده « 7 » است :

--> ( 1 ) . شا : فرمودند : « الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير الإشارة » و در زدنى بيانى فرمودند . ( 2 ) . شا : ( و در زدنى بيانا . . . الإشارة ) را ندارد . ( 3 ) . شا : گذار ( 4 ) . شا : يك ذرّه ( 5 ) . شا : نقيض ( 6 ) . شا : باب ( 7 ) . شا : گفته