محمد ابراهيم سبزوارى
101
شرح گلشن راز ( فارسى )
بود فكر نكو را شرط تجريد يعنى بايد « 1 » انسان در تدبّر و تفكر در امورات معقوله « 2 » مجرّد شود ، چه ، كلّيات مجرّدند ، و مسلّم است كه بايد بين مدرك و مدرك مناسبت باشد كه شىء مادّى استعداد درك مجرد ندارد . كما قيل : « رو مجرّد شو مجرد را ببين * ديدن هر چيز را شرط است اين » پس آنگه لمعهاى از برق تأييد چه وقتى كه نفس مجرّد شد ، منتقش مىشود « 3 » در او علوم نظريّه ، بلكه عقل بسيط خلق مىكند جميع اين « 4 » مطالب را به اذن احسن الخالقين . يعنى نفس از اثر مجاهدات و تصفيهى قلب طاهر ، چون به مرتبهى عقل مستفاد فايض شد ، خودش با ارتباط به مبادى عاليه ، موجد تمام معقولات تفصيليه « 5 » است به تأييد اللّه ، از غير كسب از معلّم و كتاب علميّه . كما قال تعالى فى حقّ نبيّه ( ص ) فى مقام « 6 » اثبات الحجة : « أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ » . كما قيل : « درسى نبود هرآنچه در سينه بود » از اينجاست كه شيخ اشراق شهاب الدين سهروردى « 7 » در تعريف علم فرموده است : « كان العلم نورا لذاته و نورا « 8 » لغيره » . هر آن كس را كه ايزد راه ننمود * ز استعمال منطق هيچ نگشود يعنى بايد علم انسان به ارشاد و هدايت حق تعالى ، از علم « يقذفه اللّه
--> ( 1 ) . شا : ( بايد ) را ندارد . ( 2 ) . شا : معقوله بايد ( 3 ) . شا : شود ( 4 ) . پا : ( اين ) را ندارد . ( 5 ) . شا : تفضيليه ( 6 ) . شا : ( مقام ) را ندارد . ( 7 ) . پا : ( شهاب الدين سهروردى ) را ندارد . ( 8 ) . پا : نور